عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
1011
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
اضافه مواجب به او داده شود . شاه گفت واسطهء ميان علما و دولت بعد از اين مشير ديوان است . در صبح يكشنبه بيست و هشتم ، علما با كالسكهء دولتى به نياوران عازم شدند . ابتدا به درب سفارت انگليس آمده فرش براى علما در خيابان انداخته نشستند و متحصنين سفارت را احضار كرده حكم دادند كه تماما امروز از سفارت بيرون بياييد و چادرها را بخوابانيد گفتند همه آمدند مگر شاگردان مدارس دار الفنون و از آنجا علما به نياوران نزد شاه رفتند و ناهار را در آنجا صرف كردند و غروب مراجعت به شهر نمودند . در روز بيست و نهم ، صدر اعظم صبح به شهر آمده به ديدن آقا سيد عبد اللّه رفت . هم در آن روز ، در حوالى نياوران ، اردوى امير بهادر وزير جنگ هفت لشكر ( مانور ) « 1 » منعقد است . شاه در آنجا مىرود . صورت جوابيه كه آقا سيد عبد اللّه بهبهانى در روز بيست و هفتم ، در انعقاد مجلس ملى و تشكر ملت گفت و آقا شيخ مهدى واعظ بلند خواند بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد لله ربّ العالمين و الصّلاة و السلام على محمّد و آله الطاّهرين و بعد فقد قال اللّه تبارك و تعالى فى كتابه المجيد اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم . الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ « 2 » خداى را شكر كه از توجه ظاهر و باطن امام عصر ( عج ) و از شمول توجهات كاملهء پادشاه رعيتپرور عدالتگستر ، امروز شب تاريكى و بينوايى ملك ايران سر آمد و آفتاب سعادت اقبال ايشان طلوع نمود . حسن استعداد و قابليت ملت سبب شد كه پادشاه دلآگاه نيت مقدسى را كه در نجات مملكت و حيات ملت در خاطر الهام مظاهر نهفته بود ، در اين زمان سعادت فرجام ، به منصهء شهود رسانيد و فرزندان عزيز خود را كه در حجر رأفت پرورده بود ، اينك در مصالح خود مطلق و آزاد داشت تا آنچه را كه براى مصلحت وقت خود لازم دانند بگويند و خرابىهاى گذشتهء وطن عزيز خود را مرمت نمايند . شبهه نيست كه استقلال سلطنت موقوف به ثروت رعيت و تربيت ملت است و تربيت ملت موكول به استقلال سلطنت . ملت اگر راى
--> ( 1 ) . Manoeuvre ( 2 ) . سوره الفاطر ، 34