عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

991

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

معدودى كه محل احتياج يوميهء مردم است . مثل روز عاشورا است . در اين چند روز يك دستخط شاه به مردمى كه متحصن سفارت بودند نوشت كه من علما را بيرون نكردم و آنها را خواهم آورد و مطالبشان را روا مىسازم و امنيت هم به شما مىدهم . عرايض شما هم تمام انجام مىگيرد . محتشم السلطنه به سفارت نزد چادر يكى از اصناف آمده اظهار دستخط شاه را نمود . آنها گفتند احترام دستخط را نگاهدار كه از اين دستخطها خيلى نوشته و بعد به جايى نرسيده . اگر هم مطلبى دارى به شارژدافر « 1 » بگو . محتشم [ السلطنه ] بعد از مراجعت به خدمت شاه آمده شاه مىپرسد چند نفر در سفارت مىباشند ؟ جرأت نمىكند بروز بدهد . با قرآن او را قسم مىدهد . از اول تا آخر مطالب را عرض مىكند . شاه متأثر مىشود كه به من مىگفتند بيست و دو نفر بيشتر در سفارت نيست . اين بود كه اتابيك را معزول [ كرد ] و از بخت خود در شكايت است و از كشته شدن سادات غصهء زياد دارد و براى آنها روضه‌خوانى مىكند . روز نهم نيز تمام دكاكين طهران بسته است . اگر هم بعضى باز است سادات و الواط به فحش آنها را مىبندند . خيالشان اين است تا علما نيايند و قانون دائر نشود بيرون نيايند . نفوذ انگليسىها در ايران زياد است . ديگر چاره ندارد . به مردم مىگويند اگر جاى شما تنگ است ، باغ امين السلطان هم از ماست . آن‌جا برويد ، براى شما چادر مىزنيم و مقصودشان اجتماع مردم است كه كار را يكسره نمايند . گفتند قورخانه‌چيان و بعضى افواج و قاجاريه هم خيال دارند در آن‌جا متحصن شوند . در اين چند روز ، چند عريضه مردم از ماوقع خود به شاه نوشته‌اند و نيز تلگرافى از پادشاه انگليس به مردم پناهيان رسيد . مبنى بر اين‌كه تلگراف شما رسيد . مطالب را رجوع به مجلس پارلمان نمودم كه مطالب شما را انجام بدهند و سفارش به مظفر الدين شاه مىشود كه شما آسوده باشيد . شهرت دارد در لندن ازين بابت چراغان كرده‌اند . در قم ولولهء غريبى است . از اطراف ازدحام زياد است . علما و واعظين هرروزه به منبر

--> ( 1 ) . مؤلف اين كلمه يعنى Charge d affaires را به صور مختلف ولى غلط نوشته . اين كلمه فرانسوى است يعنى متعهد امور و ما در اصطلاح سياسى امروز بدان كاردار مىگوييم يعنى كسى كه ، در غياب وزير مختار يا سفير ، مسئول امور سفارتخانه‌اى است .