عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

983

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

بيرون رفتند . تقريبا ده نفر مجتهد و سى چهل نفر متفرقه و روضه‌خوان همراه آنها بود . صورت علما از قرار ذيل [ است ] كه به طرف عتبات عاليات رفتند : آقا سيد عبد اللّه مجتهد بهبهانى ، آقا سيد محمد مجتهد سنگلجى ، آقا شيخ فضل اللّه مجتهد نورى ، آقا سيد جمال مجتهد پامنارى ، آقا شيخ مرتضى پسر مرحوم ميرزاى آشتيانى ، آقا شيخ مصطفى برادرش ، « 1 » آقا سيد محمد مجتهد پسر مرحوم « 2 » آقا سيد على اكبر ، شيخ محمد صادق پسر ملا محمد تقى مجتهد . روز دوشنبه دكان‌ها را باز كردند و كسى با علما مشايعت نكرد . گويند سادات دهات بناى فساد را دارند . در قم و كاشان شورش است . روز دوشنبه سپهدار كه از طرف دولت نزد علما رفت گفت من مأمورم شما را بيرون كنم ، امّا بىادبى نمىنمايم و كمال اخلاص را دارم و تمام املاك خود را نزد شما مىگذارم و اطمينان از طرف دولت به شما مىدهم . پس از آن‌كه علما رفتند به كهريزك ، دولت دست و پاى خود را گم كرد و مىخواهد شعاع السلطنه يا نايب السلطنه را نزد علما بفرستد كه مطالب شما قبول است . شما مراجعت كنيد . علما قسم خورده [ اند ] كه به اين ترتيب مراجعت ننمايند و نيز آقا شيخ فضل اللّه روز دوشنبه نرفت . مىخواهد سه‌شنبه برود . اتابيك شيخ الاسلام قزوين را پيش او فرستاد كه شما نرويد تا من كار علما را اصلاح كرده آنها را مراجعت دهم . شيخ فضل اللّه گفت مصلحت اين است كه بروم و آنها را راضى نمايم و واسطه باشم . از طرف دولت هم سرباز در اطراف خانهء علما مىباشد . مىگويند در آن روز كه علما در مسجد محاصره بودند ، سربازها را دولت تحريك كرد كه بروند پيش علما و بگويند اگر حكم جهاد دهيد ما با دشمنان شما جهاد مىكنيم . علما گفتند با مسلمان جهاد نمىشود كرد . آقا سيّد محمد پسر آقا سيد على اكبر هم در

--> ( 1 ) . در متن آمده ولى ظاهرا نويسنده و يا ديگرى چند خطى بر آن كشيده هرچند كه به خوبى خوانده مىشود : ميرزا مصطفى آشتيانى افتخار العلما پسر دوم حاجى ميرزا حسن مجتهد در 1311 مرتكب قتلى شد ولى به مناسبت نفوذ پدرش كسى از او بازخواستى نكرد . اما در 1327 جمعى ناشناس به خانهء او رفتند و او را كشتند . ( 2 ) . ايضا در متن آمده ولى خط كوچكى بر آن كشيده شده . در هر حال ظاهرا منظور سيد على اكبر تفرشى است .