عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
980
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
طلاب در مسجد جمعه بودند و شام در حوالى آنجا خوردند و روضه خواندند و احياء گرفتند . سرباز و سوار هم تا صبح در شهر گردش كرد . و لولهء غريبى در شهر است و سخت ناامن شده . اهالى نظام و دولت تنها بيرون نمىروند . علما به شعاع السلطنه به توسط آقا سيد شرف روضهخوان پيغام دادند كه تمام افتضاحات شيراز را اتابيك به سر تو آورد و قوام الملك را به اسم تحصّن در خانهء خود نگاه داشت و كسان قوام الملك به زور اتابيك در فارس آن حركات را كردند و تو از حكومت معزول شدى و حالا هم شهرت داده كه شعاع السلطنه مىخواهد وليعهد بشود ، محض اينكه محمد على ميرزا وليعهد با تو خونى بشود . بهعلاوه چون اين خبر را وليعهد در تبريز بشنود بترسد و مجبورا با اتابيك تملق گويد . با اين حالت چرا تو بايد همراهى با اتابيك بكنى ؟ شعاع السلطنه سخت متغير شده گفت ماندن من در اين شهر از براى اين است كه زنش را به خر بكشم و مشغول اصلاح ذات بين است . در روز جمعه بيستم در مسجد علما و سايرين بودند و از طرف دولت هم سرباز در شهر پراكنده و مانع حركت دسته و ازدحام مردم و حركت زنها را به جمعيت مانع مىباشند . در مسجد هم شبها قريب بيست زن با اسلحه مىخوابند . ساير سادات و طلاب هم اسلحه دارند . در ابتداى روز جمعه ، از سادات و طلاب و مردم ، قرآنها به دست از مسجد جمعه به طرف بازار بيرون آمدند . سربازها مانع شدند . آنها قبول نكردند و كتك به دو سه سرباز زدند . آنها هم تفنگها را رو به مردم دراز كرده اول به سقف بازار تير انداخته آجر از سقف افتاده يكى دو نفر را كشت و نيز سيد پيشنماز قنات آباد هدف گلوله شد . سيد را ميرزا احمد خان سرتيپ پسر ميرزا ابو الحسن خان قايم مقام كه لامذهب است كشت . سربازها تير به مردم نينداختند . بعضى گفتند تفنگ را به مردم انداختند . بعضى مىگويند به سقف بازار . به روايتى هفت هشت نفر مقتول و به روايتى دو سه نفر مقتول و جمعى مجروح ، مردم متفرق شده به مسجد برگشتند و مشغول ندبه و گريه مىباشند و به منبر رفته از رسوايى اسلام نقل مىنمايند . در شب شنبه ، آقا سيد عبد اللّه و آقا سيد محمد به منبر رفته مردم را قسم به قرآن دادند كه متفرق شويد و پى آشوب نگرديد . اگر ما را نايب امام مىدانيد گوش بدهيد . ما براى شما حرف مىزنيم ، اسباب خونريزى نشويد . بازارها را باز كنيد . ما چند نفر