عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

977

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

بيشتر از سيصد نفر موجود نيست . تمام را پول گرفته و مرخص كرده و لباس همه را به خرج ديوان آورده و خورده است . اتابيك به آنها فحش زياد داد و به سپهدار گفت آنها را ببر نزد نايب السلطنه كه حرفهاى آنها را بشنود . آنها گفتند ما تفنگ و لباس را زمين مىگذاريم و نوكرى نمىكنيم . طهران در پانزدهم جمادى الاولى ، شاه در مبارك آباد محل ييلاقى اتابيك ، براى ناهار مهمان است . طهران سابقا صرف جيب شاه نقد بود يا طول مدتش چند ماه . سال گذشته كه صرف جيب جزو وزير دربار شد ، صرف جيب تقريبا نقد شد و هرچه شاه دستخط مىكرد ، وزير دربار چهل روز يا كمتر حواله مىداد . چون براى دولت پول فراهم نيست ، اتابيك به شاه گفت هفت ماه دستخط بدهد و معمول شد . طهران آقا شيخ محمد واعظ ، چون در هر مجلس از تعديات دولت و اجحافات اتابيك نقل مىكرد و با علما همدست بود ، اتابيك سپرد كه او را هرجا باشد بگيرند . تا در روز هيجدهم جمادى الاولى 1324 ، سربازهاى قراولخانهء باغ پسته بيك كه از اهالى قزوين بودند در ابتداى روز [ او را ] گرفتند و در قزاقخانه نگاه داشتند . اين خبر به آقا سيد محمد مجتهد رئيس مدرسهء حاجى ابو الحسن معمار رسيد . به طلاب گفت بروند و او را بگيرند . طلاب ازدحام كرده به قزاقخانه ريختند ، مردم هم به كمك طلاب . سرباز ممانعت كرد . زدوخورد شد . يك نفر سيد طلبه [ آقا سيد عبد الحميد عراقى ] « 1 » را به گلوله زدند . در حال مرد و چند نفر هم زخمى . طلاب شيخ محمد را گرفته با نعش سيد به مدرسه بردند . مردم از هرسوى ازدحام ، سربازها فرار كردند . از آن طرف به دار الحكومه خبر رسيد .

--> ( 1 ) . تكميل قياسى .