عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
975
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
پارچه گوشت است و اختيار به دست اتابيك است و او شاه است . به علاوه تو مكنت فراوان دارى و عمر دراز كردهاى . همانجا بمان . البته ترا نخواهد خواست . طهران در عشر اول جمادى الاولى ، آقا شيخ فضل اللّه مجتهد و امام جمعه گفتند به علما كه شما مىخواهيد دولت مجلس عدالت ملى باز كند . شما اين كار را ول كنيد كه پيشرفت ندارد . اتابيك كه باعث تمام فساد است او را تكفير مىكنيم و شما امضاء نماييد . آقا سيد عبد اللّه و آقا سيد محمد قبول نكردند و گفتند اگر ما اين كار را بنماييم ديگر در قول و فعل ما وقرى نمىماند و مىگويند مردم ، هر روز علما خيالى مىنمايند از روى هوا . طهران در ماه ربيع الثانى ، مردم شهرت دادهاند كه اطبا گفتهاند شاه بايد روزى دو دختر بچه را بكشد و دست و پايش را [ كه ] درد مىكند در شكم آنها بگذارد و اين شهرت را محض اين دادهاند كه مردم با شاه دشمن شوند . طهران در عشر اول جمادى الاولى ، يك نفر مست را قزاق در شب گرفته و از ميدان توپخانه خواسته به ادارهء پليس ببرند . مست خود را از دست آنها رها كرده به زير توپ بستى شد كه توپچيان مانع شدند . قزاقها دست به حربه كردند . يك بار توپچيان شيپور كشيدند و تمام توپچىها حاضر شده قريب سيصد قزاق را پيش كرده « 1 » آنها را كتك زدند و تا قزاقخانه آنها را دوانيدند . مىگويند چند نفر هم كشته شدند . طهران در عشر اول جمادى الاولى ، ميرزا مهدى خان صدق السلطان معاون خط روس پسر حاجى ميرزا حسن خان محتشم السلطنه رئيس وزارت خارجه ملقّب به نصير السلطنه شد .
--> ( 1 ) . يعنى آنان را جلو انداختند و خود از پشت سر آنان را مىزدند .