عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
956
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
آنها قبول نمىنمايند . امام جمعه محض آنكه مبادا به خانهء او بريزند مردم فريبى مىنمايد و مىگويد توفير ضرر نان تا سر خرمن روزى سه هزار تومان است . هزار تومانش را من مىدهم باقى را آنها بدهند . طهران در عشر اول ربيع الثانى ، به سرباز و قشون داخل شهر و اردو فشنگ دادند و آنها را سپردند كه اگر در شهر صدايى بلند بشود حاضر باشند و از تجار التزام گرفتند كه اگر ببنديد سرباز را قدغن مىكنيم كه بازار را بچاپند . طهران در دوازدهم ربيع الثانى ، درب باغ شاه باز بود . مردم مىرفتند . شاه در اطاق بيرون به حالت كسالت و ناخوشى خوابيده بود كه سه ساعت از روز رفته براى ورود سفير روس بيدارش كردند . وقتى كه بيدار شد گفت خواب خوبى كردم . درد پايم كمتر است . او را لباس پوشانيده در اطاق در كالسكهء كوچك نشانيدند . وزير مقيم روس كه تازه براى اقامت طهران آمده بود و روز سوم ورودش بود و اسمش [ دو ] هارت ويگ است . خدمت شاه با اجزاى سفارت آمد و نامهء امپراطور را داد . بعد از آن ديدن اتابيك و وزير خارجه و شعاع السلطنه رفت . در آن روز صبح باز غلام زياد در درب خانه بودند . مىگويند سفير جديد نيز براى آمدن امين السلطان و عزل اين اتابيك رسالت دارد . ساوجبلاغ پس از آنكه قشون عثمانى در سرحدات آذربايجان و ساوجبلاغ آمدند ، در عشر اول ربيع الثانى ، سى هزار قشون روس نيز براى مقاومت و همراهى با دولت ايران در آنجا پياده شده بعضى مىگويند براى خاطر ايران نيست بلكه براى خود دست و پا مىنمايند . روس و انگليس شهرت دارد كه روس و انگليس با هم اتحادى نمودهاند كه آسياى مشرقى ( ايران ) را ميان خود قسمت نمايند . « 1 »
--> ( 1 ) . اين شايعات چندان بىپا نبود . در همان روزها مذاكراتى بين روس و انگليس بود كه به قرارداد 1907 و تقسيم ايران به سه منطقه شمالى روس ، جنوبى انگليس ، و مركزى بىطرف ، منجر گرديد .