عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

950

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

بعضى انعام داد . حالت فروتنى پيدا كرده . رنگش بد نبود . صداى نازكى دارد . كتابى در وقايع سلطنتى نوشته بودم . چند صفحه‌اش را خواند . خودش به زحمت زياد دست راست صفحه را برگردانيد . دست چپش بىحركت است . زود از خواندن كسالت پيدا كرد . بعد او را به اطاق بردند . طهران در عشر سوم ربيع الاول 1324 ، آقا ميرزا شمس الدين كاشى طلبهء مدرسهء ناصرى معروف به سپهسالار خواب ديد كه جمعيتى است ، شاه را ديد كه سوار است به سن جوان شانزده ساله خوشحال بشاش . طهران در روز سوم ربيع الثانى ، وزير مقيم هلاند وارد طهران شد . در روز پنجم كه روز سوم ورود است به خدمت شاه آمده نامهء پادشاه هلاند را تقديم داشت نامش استورلر . شيراز در ماه ربيع الاول وزير مخصوص از حكومت فارس استعفا كرد . زيرا كه علماى فارس مىگويند ما از تو كمال رضامندى را داريم لكن بايد مجلس ملى باز شود و حكومت به اطلاع آن مجلس حكومت نمايد . در اصفهان نيز همين حرف‌ها را علما مىزنند . در رشت همچنين و به ساير ولايات هم سرايت كرده . عضد السلطان « 1 » هم به اين واسطه از حكومت رشت معزول شد . طهران در عشر اول ربيع الثانى اغلبى از علما ، شب‌ها و روزها به منبر رفته مردم را تحريك مىنمايند و مىگويند ما اقدام خود را براى مجلس ملى نموديم . دولت ما را فريب داده از حضرت عبد العظيم آورد . حال بايد خود ما شروع به [ ايجاد ] مجلس ملى و عدالت بنماييم .

--> ( 1 ) . ابو الفضل ميرزا عضد السلطان پسر مظفر الدين شاه