عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
894
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
واقع است مىباشند [ و ] تا مقصود خود را اجرا ندارند [ به طهران ] نخواهند آمد . طهران در روز يازدهم ذى القعده ، ادارهء صندوق طهران اعلام كرد كه قسط مواجب مىدهد . مرد و زن كه قريب دويست نفر بودند در آنجا اجتماع نمودند و منتظر قسط شدند . در اين وقت يك نفر بلژيكى كه رئيس صندوق بود آمد و گفت : امروز پول نيست . مردم متحير شدند ، بعضى از كثرت پريشانى بناى عجز را گذاشتند و فرنگى را قسم مىدادند كه پول بده . فرنگى با كمال نخوت جواب مىداد . در اين وقت آقا سيد حسين نام كه از جمله پول بگيرها بود و بسيار مرد متهورى است فحش به فرنگى داد كه چرا پول نمىدهى ؟ پسر معز السلطان مترجم گمرك و صندوق گفت : اتابيك قدغن كرده كه پول ندهيم ! سيد فحش زياد به اتابيك و نوز و سايرين داد و روى به مردم كرد كه اى بىغيرتان ، لچك زنها به سر شما ، تا چند صبر داريد و قبول ظلم مىكنيد . بزنيد و اين فرنگى را بكشيد . مردم به هيجان آمده [ و ] زنها نيز روبندهها به دست پيچيدند و فحش دادند و خواستند گمركخانه را خراب كنند . فرنگى مخفى شد و قضيه خاموش « 1 » . طهران در عشر اول ذى القعده ، بعضى از اوباش كه از امام جمعه به جهت آن حركات سابقش مشغول افساد بودند ، رفتند به سر قبر پدرش و جدش تغوّط كردند و نجاست سگ ماليدند . ظهير الاسلام برادر امام جمعه به برادرش گفت كه چرا آن حركات [ را ] در مسجد شاه كردى و آبروى اسلام و خودت را بردى ؟ قبر پدر و جد ما محل نذورات و زيارتگاه مردم بود . به كلى ضايع شد و نيز در هجو امام جمعه اشعار [ ى ] گفتهاند و در پاى منبرش كلمات زشت نوشتهاند ازجمله اين عبارت ، كتاب شرح لمعه . . . به امام جمعه « 2 » . ازجمله دو [ بيت ] شعر ذيل است : اى امام فاسقين ، اى آنكه كردى دين خراب * تقويت از كفر كردى ، خانهء ظلمت خراب
--> ( 1 ) . در متن : خواموش ( 2 ) . چند كلمه حذف شد .