عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

872

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

طهران در عشر آخر رمضان ، پس از آن‌كه امين الدوله از وزارت وظايف و اوقاف استعفا كرد ، شاه شغل او را به حاجى مدير الدوله داد . طهران در رمضان المبارك ، علاء الدوله ، اسد اللّه خان را كه از پسران خوشگل طهران بود و عاشق بسيار داشت و ملوط بود و سابق شاگرد بنا بود ، او را گرفته چوبش زد و زلفش را تراشيد و از شهر اخراجش نمود « 1 » . طهران در عشر اول شوال ، شاه به دوشان‌تپه رفت . طهران علاء الدوله قدغن كرد كه در ساعت پنج شب هركس از خيابان و كوچه بگذرد ، او را بگيرند مگر آن‌كه اسم شب داشته باشد . طهران گفتند در پنجم شوال ، سربازان اردو به وزير نظام سردار كل كه رئيس اردو است شوريدند و مواجب خود را مىخواهند كه عقب افتاده است و سنگ به چادر او زدند . او فرار كرد . طهران در ماه رمضان ، چون مستمرىبران دولت مواجب خود را از صندوق مىخواستند و صندوق نداشت ، ناچار از خزينه اندرون مبلغى اشرفى و دو تومانى طلا درآورده به صندوق دادند و آنها با « 2 » مستمرىخور [ ان ] گران‌تر از معمول حساب كردند .

--> ( 1 ) . علاء الدوله از اين كارها زياد كرده من‌جمله موهاى يكى از همين امردهاى بىريش را به نام غلامحسين معروف به اياز چيده و سعد الدوله كه سنگ حمايت آن پسر را به سينه مىزد بر اثر اين واقعه از دولت بريده و به ملت پيوسته . ( خاطرات احتشام السلطنه ص 515 / 516 ) . ( 2 ) . در متن : به مستمرىخور