عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
799
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
كنتركسويل در ماه ربيع الثانى كه شاه مظفر الدين در كنتركسويل براى آب معدنى رفته بود ، امين السلطان اتابيك اعظم كه نيز در صفحات پاريس بود ، نزد شاه مىرود . شاه كمال التفات را به او مىنمايد و در خطاب ، « آقا » به او مىگفت و مىگفت : چرا به من كاغذ نمىنويسى و احوال نمىپرسى . عالم گرد شدهاى . بعد از آن عين الدوله صدر اعظم در حضور شاه به او تعظيم مىكند و به او حريم مىگذارد . ايران ظهير الدوله قجر وزير تشريفات كه رئيس حاليهء دراويش طهران است و ملقّب به « صفا عليشاه » مىباشد ، هشتاد و سه هزار نفر مطيع دارد . ايران پادشاه ايران پس از آنكه به خاك فرانسه آمد ، در يكى از مهمانخانهها او را مانند محبوسين نگاه داشتند و گفتند : در سفر دوم تو به فرنگ چهار صد و پنجاههزار تومان طلبكار هستيم و مكرر به ايران به تو نوشتيم ، حال تا ندهى از اينجا حق حركت ندارى . ناچار يك كرور تومان از دولت روس قرض كردند و قرض خود را دادند ! روزنامهنويسها در تمام جرايد خود ، اين خبر را نوشتند . گويا خبر كذبست . فقط قريب پنجاه شصت هزار تومان بيشتر نبود [ ه است ] . طهران يك ، دو سال است كه حاجى ملك التجار ، شب بعد از عيد ميلاد شاه را در امامزاده قاسم در عمارت ييلاقى خود معروف به قصر ملك عيد مىگيرد و چراغان مفصل مىكند و موزيك و غيره در آنجا مىزنند . امسال هم ، دو سه شب بعد از عيد ، چراغان كامل كرد و جمعى را به شام دعوت كرد . بعد از آن چند نفر كشتىگيران كشتى گرفتند . گفتند : قريب ششصد و كسرى را آن شب شام داد .