عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
766
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
كه از اهل نظام نيست و به اين تدبير مىخواست شاه را بكشد . ملبس به لباس نظامى شده بود و ازجمله نيهيليستها « 1 » بود و نارنجك همراه داشت . پس از اينكه گرفتار شد گفت : من تنها نيستم ، جماعتى بسيار با من همرأى مىباشند . اگر من اسير شدم ، آنها كار خود را در موقع خواهند نمود . طهران در روز بيست و دوم صفر ، صدر اعظم به عزم زيارت به زاويهء مقدسه [ حضرت ] عبد العظيم مىرود و از حضور تجار و بزازان مىگذرد . براى او تواضع نمىكنند . به بعضى از رؤساى تجار مىگويد : طهران بيائيد به عرض شما رسيدگى شود و هر مسئله داريد عرض كنيد تا اصلاح شود ، مگر عزل نوز وزير گمرك . آنها مىگويند : ما غير از عزل او كارى نداريم . به آنها فحش مىدهد كه كرباسفروشان كارشان به جائى رسيده كه مدعى دولت بشوند . يكى از تجار ترك فحش را برمىگرداند « 2 » كه اگر ما نباشيم ، شاه از كجا گذران مىكند . از قرار معلوم در همان روز كه تجار طهران بست نشستند . محرك اين كار را مىگويند حاجى ملك التجار « 3 » مىباشد كه سابقهء عداوت با عين الدوله دارد . نيز وليعهد را محرك مىدانند . طهران از طرف پادشاه عثمانى ، در عشر سوم صفر ، تلگراف به شاه شد كه اين سفر را موقوف كن و مصلحت نيست كه از طهران بيرون به روى . طهران در بيست و سوم شهرت كرد كه امروز در طهران بلواى عام خواهد شد . از طرف
--> ( 1 ) . در متن : نهليستها . فرقهاى كه با هرگونه تشكيلات و سازمان دولتى مبارزه مىكردند . ( 2 ) . فحش را برمىگرداند يعنى جوابى فحشآميز مىدهد و به عبارت ديگر فحش را با فحش جواب مىگويد . ( 3 ) . حاجى محمد كاظم ملك التجار پسر آقا محمد مهدى ملك التجار تبريزى ساكن تهران بود . مردى بود بسيار باهوش و فرصتطلب و فحاش و شياد و نادرست و خوشسخن و شوخطبع و جاعل و سندساز ، توطئهگر ، خارجىپرست و دسيسهكار و خلاصه از كسانى كه براى سود خويش از هيچ كارى روبرگردان نيستند . معروف است كه تلگراف منسوب به ميرزاى شيرازى مربوط به تحريم دخانيات از ساختههاى اوست ( خاطرات و خطرات مخبر السلطنه ) وى در 1305 شمسى درگذشت .