عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

753

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

مازندران در زمستان 1322 ، در تمام خاك مازندران چندين شبانه روز باران باريد . بعد از آن هفتاد و دو ساعت برف باريد كه عبور و مرور مسدود شد . آنچه پا گرفت متجاوز از دو ذرع بود . در بلادش راه عبور غير ممكن . روغن تبريزى بيست و شش قران ، ذغال تبريزى يك قران شد . اغلبى از پل‌ها خراب شد . مال و مواشى بسيار تلف شدند . مىگويند كسى چنين برفى در مازندران نديده [ است ] . طهران در ماه محرم ، وزرا و بزرگان بر ضد عين الدوله كنكاش دارند و روزبه‌روز جمعيتشان زياد مىشود و از اهل خلوت شاه نيز با آنها راه دارند . ازجمله معتمد خاقان « 1 » پيشخدمت پسر مرحوم حاجى صدر الدوله و نظام السلطان « 2 » پيشخدمت نوادهء مرحوم ميرزا آقا خان صدر اعظم كه هردو بروروئى دارند و مىگويند شاه با آنها راه دارد خبر از خلوت بيرون بردند و فتنه براى صدر اعظم مىنمودند . در شانزدهم محرم در دوشان‌تپه حضور شاه هردو را فلك كردند و چوب زدند و اخراج بلد نمودند . نظام السلطان گفته بود هروقت مىخواهند مرا بيرون نمايند ، بايد عصاى سلطنت را از من بگيرند . كنايه از اهليل خود داشت و نيز وقتى . . . خود را كه بسى تنومند است بيرون آورد و گفت ، هفده كرت به . . شاه رفته . بعد از گرفتارى معتمد خاقان ، شاه در حضور صدر اعظم گفت : صدر اعظم براى دولت به منزله باغبان است و اشجار نوكر دولت مىباشند . هركدام از اشجار وجودشان براى باغ لازم است . در باغ درخت بد و خوب دارد . درخت بد مثل سنجد تلخ است آن هم وجودش به كار است . بالفرض اگر يكى اسباب خشك شدن ساير [ ين ] شد ، باغبان به اذن صاحب باغ او را بيرون نمايد .

--> ( 1 ) . شكر اللّه خان صدرى كه بعدها لقب قوام الدوله يافت پسر حاجى محمد حسين خان صدر الدوله ايشيك آقاسىباشى . شكر الله خان در مشروطيت مقامات مهمى احراز كرد و او بود كه در پاريس سردار اسعد را به بازگشت به تهران و جنگ با محمد على شاه تحريك و تحريض كرد . ( 2 ) . امير خان خواجه نورى ملقب به نظام السلطان ( و بعد نظام الدوله ) شوهر ايران الملوك افتخار السلطنه دختر ناصر الدين شاه از بطن ليلى خانم . درباره همين خانم است كه عارف گفته : افتخار همه آفاقى و محبوب منى .