عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

11

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

كرده ، با لباس رسمى در آن اطاق حاضر مىشوند و در آنجا از شيرينى و ميوه حاضر كرده‌اند . خطيب در وقت تحويل خطبه به اسم مبارك ائمه عليهم السّلام و سلامتى شاه مىخواند و در آن ساعت تير توپ خالى مىشود ، موافق ساعتى كه از روى نجوم معين كرده‌اند . شاه نيز مشغول ادعيه مىباشد و به صورت مبارك خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله محض مباركى آن سال نظر مىكند . محض احترام علما ، شاه در آن‌وقت در روى زمين مىنشيند و مجموعه‌ها در حضورش نهاده‌اند كه كيسه‌هاى شاهى سفيد در آن مىباشد . اول به علما عيدى مىدهد هركدام يك كيسه يا دو كيسه و در كيسهء مخصوص آنها قدرى پول زرد هم دارد . پس از آن‌كه آنها رفتند موزيك مىزنند و شاه روى صندلى مىنشيند و ابتدا عيدى به شاهزادگان و وزرا مىدهد ، بعد به ساير طبقات . تمام را محض شگون بايد از دست خود بدهد . اتفاق مىافتد كه با چند نفرى كه از حضورش مىگذرند به مناسبتى صحبت مىكند و التفات دربارهء او مرعى مىدارد . بخشش و مكرمت پادشاهى از ابتداى سلطنتش تا اين سال كه سال دهم است ، مبالغى گزاف از نقدينه و املاك به طبقات مردم بخشيده است . از اول خلقت تا امروزه ، هيچ پادشاهى به اين كرم و كرامت و بخشش و عطيت به تخت ننشسته . از روى حساب در اين ده ساله سلطنت توان گفت كه بخشش شهريارى وى هم از دويست و پنجاه كرور تومان متجاوز است . تمام را به نوكر دولت و ساير طبقات و مستحقين به اسم مواجب و انعام و شهريه و خلعت بخشيده است . از ابتداى ايجاد سلطنت تا امروز كسى چنين بخششى از هيچ پادشاهى به ياد ندارد . مىتوان گفت پول با خاك در برابرش به يك قيمت است . خداوند اين وجود مبارك را در پناه خود محفوظ بدارد تا ساليانى دراز مردم ايران در پرتوش به خوشى زندگانى كنند . يا رب اين آرزو مرا چه خوش است * تو بدين آرزو مرا برسان ولايت‌عهد حضرت اقدس و الا شاهنشاه‌زاده اعظم محمد على ميرزا شاهنشاه‌زادهء اعظم اعتضاد السلطنه محمد على ميرزا ، پسر ارشد اعلىحضرت