عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
8
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
حضورش مىنشينند و چون ذكر مصيبت مىشود گريه و ندبه مىنمايند . در ماه رمضان نيز شرايط آداب عبادت را بجا مىآورد و به فقرا و ضعفا احسان فراوان مىكند ، ليكن به حكم اطبا روزه نمىگيرد ، زيرا كه براى مزاج مباركش ضرر كلى دارد . اغلب عصا در دست دارد . در روز شكار چكمه مىپوشد و شمشير مىآويزد . در شهر و حواليش سوار كالسكه شش اسبه يا هشت اسبه مىشود . چون از شهر دور شود سوار اسب مىشود آنوقت با باريافتگان حضور بهطور رفاقت رفتار مىكند و هر وقت از اندرون بيرون مىآيد با نوكرهاى محترم خود تعارف و احوالپرسى مىكند و حرمت ايشان را به فراخور حالشان نگاه مىدارد و ناهار « 1 » را در بيرون روى ميز مىخورد . ناهار مخصوص چهار قاب است با بعضى خورشهاى ايرانى و كبابهاى فرنگى و ميوه در ناهارش مىباشد ، ليكن خيلى كمخور است . به مخ و پلو قيمه ميل دارد چنانكه هر روزه در ناهارش يك قاب پلو قيمه به طريق ايرانى موجود و مهيا است . قبل از ناهار دستش را پيشخدمت آفتابه لگن آورده مىشويد و بعد از ناهار نيز پيشخدمت آفتابه لگن آورده دست او را مىشويند . آفتابه لگنش نقره است ، ظروفش چينى و سرپوشهاى ناهارش نيز نقره است . در روزهاى تابستان بعد از ناهار دو ساعتى بيرون يا اندرون مىخوابند . بايد يك نفر پيشخدمت به اعلىحضرتش مشت بزند تا خوابش برود . در شبها وقت خواب بالاى سرش قصه مىخوانند . گاهى به لباسش يك شاخه گل مىزند . در سخن گفتن خيلى ملايم است ، به طرز تكبر حرف نمىزند . هروقت وزرا و ساير متفرقه در نزدش نباشند ، پيشخدمتهاى محرم خود را اجازهء جلوس مىدهد و همه نوع سخنى در حضورش عرض مىنمايند . رفتارش با آنها بهطور رفاقت است . در ميانه صحبت قسم به حضرت امير المؤمنين و ساير ائمه عليهم السّلام مىخورد . ناهار و شام را بايد در حضور ناظر بخورد و مشروب و مأكولش سر به مهر است . فرمايش خود اوست كه تا حال نماز صبح من ترك نشده است و مشروبات الكلى نمىآشامد و از آن روز كه به
--> ( 1 ) . در متن ، همهجا : نهار