سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
96
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
روزى در اثناى ميهمانى پادشاه احوال سلطان محمود بكرى را به پيشگاه پادشاه عرض داشتم و تقاضا كردم كه عهدنامهاى براى او فرستاده شود . پادشاه قبول فرمود . عهدنامه نوشته شد و پادشاه بجاى طغرا ، پنجه دست خود را به زعفران آلوده ساخت و در بالاى عهدنامه زد . « 1 » و آن عهد نامه براى سلطان محمود فرستاده شد . چون عهدنامه به سلطان محمود رسيد خودش و وزيرش منلا يارى هر يك جداگانه مكتوبى براى من فرستادند . مكتوب سلطان محمود چنين بود : « 2 » « پس از بيان اشتياق و آرزومنديها ، سخن اينكه ما متأسفانه خيلى زود از دولت ملاقات و سعادت محبت شما محروم مانديم . هميشه شب و روز درين فكر و ذكر بوديم كه خداوندا ، آن سعادتپناه چه وقت
--> ( 1 ) - طغرا - اسم و القاب پادشاهان بود كه به شكل مخصوصى نوشته ميشد و در بالاى فرمانها و عهدنامهها ثبت ميشد و در واقع امضا و مهر پادشاه بهشمار ميرفت . كلمه « طغرا » همان كلمه تركى « دغرو » است كه به معناى « صحيح است » مىباشد . رسم بوده است كه پادشاهان ترك دست خودشان را به زعفران معطر آلوده ميكردند و بجاى امضا در بالاى فرمانها و عهدنامهها ميزدند و اين نشانه تأييد بود وقتى خطاطان طغرا را اختراع كردند . اسم و لقب پادشاه را همراه با خطوط و دوايرى رسم ميكردند كه به شكل كف دست و پنج انگشت درمىآمد و از آن پس همين نقش را بجاى نقش دست در بالاى فرمانها مينوشتند . در دربار عثمانى طغرا نويسان نامدارى بودهاند . هنوز هم در تركيه كسانى هستند كه اسامى را به صورت طغرى مينويسند رسم طغرانويسى در كشورهاى مسلمان كه الفباى عربى را به كار مىبرند رواج داشت . ( 2 ) - متن مكتوب به زبان تركى جغتائى در كتاب آمده است كه ترجمهء آن نقل شد .