سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
93
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
مجلس خاصه رقيب روسيه نى چاللمه * ساقيا شكل قبيحيدين آنينك بيزار مين « كاتبى » خسرو بولپدر نظم آرا شيرينكلام * وصف لعل يار بيرله مين شكر گفتار مين « 1 » پادشاه از شنيدن غزلها بىاندازه لذت برد و مسرور شد . در اين فرصت اجازه خواستم كه سفر خود را دنبال كنم . اما پادشاه اجازه نداد . به اين حقير ، يك « كرور » وظيفه با « جايگير » ، « پركنه » و « خرچه » پيشنهاد كرد و براى هر يك از همقطاران نيز وظيفهاى به قدر يك « لك » آقچه تعيين كرد . اما فقير قبول نكرد و اجازه رفتن خواست .
--> ( 1 ) - ترجمه غزل چنين است : اميد وصال نيست ، اگرچه مشتاق روى يار هستم * بهشت را آرزو نمىكنم چه عاشق ديدار هستم اى طبيب من از آستانه دار الشفاى خود به من * شربت لعل خود را دادى گفتى كه تو بيمار هستى عشق يار ، عقل و فكر و صبر و هوشم را بيغما برد * در وادى هجران ناچار ماندم نه دانم چه چاره سازم آن رقيب روسياه را به مجلس خاص راه مده * اى ساقى من از شكل قبيح او بيزار هستم « كاتبى » در كار نظم « خسرو » شيرين كلام شده است * با وصف لعل يار شكر گفتار هستم . ( كلمه خسرو در اينجا اشاره به امير خسرو دهلوى شاعر فارسىگوى معروف هند است و در عين حال در بازى كلمات با « شيرين » در مصرع اول و « شكر » در مصرع دوم يك جا آمده كه اشارهايست به مثنوى مشهور « خسرو و شيرين » نظامى گنجوى ) .