سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

77

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

در بيان احوالى كه در ولايت سند روى داد روز اول ماه مبارك ربيع الاول به راه افتاديم ، روز دهم به شهر پاركر از شهرهاى راشپوت رسيديم . چون كافران راشپوت راه را بر ما بستند سفارش‌نامه سركردگانشان را نشان داديم . مقدارى نيز تحفه و هدايا پيشكش كرديم . آنها راه را باز كردند اما گفتند تقريبا هزار راشپوت در راه هست از آنها غافل مباشيد . فرداى آن روز سحرگاهان حركت كرديم و به راه ادامه داديم . روزى هنگام صبح ناگهان از طرف مقابل راشپوتها نمايان شدند و غوغا درگرفت . لمؤلفه كوروندوكى كيبى راشپوت آلايى * دوه جيلر كوتوردى ردلايى « 1 » فورا شترها را خوابانديم و تدبيرى انديشيديم . چند تير تفنگ شليك كرديم . راشپوت‌ها چون تيراندازى تفنگ‌هاى ما را ديدند كس فرستادند و پيغام دادند كه ما سر جنگ نداريم ولى باج مىخواهيم . گفتيم ما سوداگر نيستيم . بارهاى ما « دارو » و « مهره » است باج

--> ( 1 ) - اين بيت مولف به لهجه تركى عثمانى است و معنايش چنين است : چون گروه راشپوت‌ها ديده شدند * شتر بانان فرياد و غوغا برآوردند .