سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

71

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

مىرسيد و هوا تاريك مىشد همهء ميمونها به جاهاى خود باز مىگشتند . الحاصل با هزاران رنج و محنت به محمودآباد رسيديم كه از آنجا تا احمدآباد پايتخت گجرات را پانزده روزه طى كرديم . در اين شهر با پادشاه و عماد الملك وزير و ساير خوانين و سرآمدان گجرات ملاقات كرديم . پيشكش فقيرانه‌اى به خدمت سلطان احمد تقديم داشتيم . پادشاه ، ما را به انواع نوازش و عنايات سرافراز گردانيد و ارادات و اخلاص خود را نسبت به پادشاه عالم‌پناه « 1 » بيان داشت و كمال انقياد و اطاعت خويش را عيان ساخت . يك رأس اسب و يك قطار شتر و خرج راه به حقير مرحمت نمود . در حوالى احمدآباد در نزديكى محلى بنام چركش مقام شيخ احمد مغربى را زيارت كرديم . روزى ايلچى كافر نزد عماد الملك وزير سلطان احمد آمده بود و با او گفتگو مىكرد . عماد الملك به ايلچى كافر مىگفت : - ما محتاج پادشاه روم « 2 » هستيم . اگر كشتىهاى ما به بنادر ايشان رفت و آمد نداشته باشند وضع ما دشوار خواهد شد . مخصوصا كه پادشاه روم سلطان همهء مسلمانان است . چگونه ممكن است كه شما قپودان و درياسالار او را از ما بخواهيد ؟ اتفاقا من همان دم وارد مجلس شدم . چون اين گفتگو را شنيدم به خشم آمدم و گفتم .

--> ( 1 ) - منظور سلطان عثمانى ، سليمان قانونى است . ( 2 ) - منظور سلطان عثمانى است كه مقام خلافت را هم داشت .