سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

68

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

پنجاه يا شصت آقچه « 1 » پول « علوفه « 2 » » داد . عادل خان هم به افراد لشكرى كه در بروج بودند حق علوفه‌اى پرداخت . در ميان لشكريان ما كسانى فتنه مىانگيختند و مىگفتند نزديك دو سال است علوفهء ما نرسيده ، از زاد و توشهء ما چيزى نمانده ، آلات و ملزومات كشتىها از بين رفته ، خود كشتىها نيز كهنه و خراب شده و با اين حالات رفتن ما به مصر « 3 » ممكن نخواهد بود . بعضى از ايشان هم به زبان حال مىگفتند : شيخ سعدى به دريا در منافع بىشمار است * اگر خواهى سلامت در كنار است « 4 » برخى نيز مىگفتند : يتيم گر فلك عاقلميدر اول * اختيار ايله دريا سفرن « 5 »

--> ( 1 ) - واحد پول نقره قديمى . ( 2 ) - حقوق سربازان و افراد لشكر بنام پول علوفه داده مىشد . امروز هم در تركيه اين اصطلاح مرسوم است . ( 3 ) - سربازان و ملوانان از افراد پادگان مصر بودند و قرار بود به مصر باز گردند . ( 4 ) - بيت سعدى در متن به همين صورت آمده است . ( 5 ) - معنى شعر چنين است : اگر عاقل هستى فقط وقتى كشتى فلك در دست توست سفر دريا را در پيش گير