سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
59
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
معلوم كنم . از كلام قديم و فرقان عظيم « 1 » تفأل زدم . پاسخ آمد كه « ساكن بودن بهتر است » . سپس به آبانبارهاى كشتى سركشى كردم . در هر انبار مقدار كافى آب بود . براى سبك كردن كشتىها دستبهكار شديم مقدارى از آبهاى ذخيره را كشيديم . آنوقت هوا نيز كمى موافق آمد . وقتى كه به حدود بندر دمن در ولايت گجرات از ديار هندوستان رسيديم تقريبا به اندازهء دو ميل از ساحل فاصله داشتيم . كشتىهاى ديگر ما نيز آنجا بودند ولى بعضى از غدرغهها كه به سمت ساحل رفته بودند بسيار پريشان حال شده بودند . زورقهاى خلاصى و چليكهاشان را دريا از دستشان گرفته بود . و توانسته بودند با كمك مّد خود را خلاص كنند . الغرض ما با لنگر آويزان مىرفتيم . پنج شبانه روز پياپى باران بىحد باريد و طوفان روى داد زيرا آن هنگام فصل برصاد « 2 » هندوستان بود . ما چه مىتوانستيم كرد ؟ از دست ما چه برمىآمد ؟ مثل مشهور است كه « هرچه آسمان ببارد زمين قبول دارد » . در آن ايام نه هنگام روز از آفتاب خبرى بود و نه شب از ستارگان اثرى . روز و شب قطبنما و ساعت را در پيش رو داشتيم و مراقب بوديم . هركس غرق درياى حيرت و مستغرق بحر محنت بود . همه از زندگى دست شسته منتظر مرگ نشسته بوديم و با اين بيت دل غمگين را تسلى مىداديم .
--> ( 1 ) - قرآن . ( 2 ) - فصل بارانهاى موسمى هند كه در اواسط تابستان ايران شروع مىشود .