سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
45
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
معنى « مرج البحرين يلتقيان » « 1 » دربارهء همين محل گفته شده است . وجه تسميهء اين شهر بنام « بحرين » هم به همين سبب است . بارى از آنجا هم راه افتاديم و به جزيرهء قيس يعنى جزيرهء هرمز قديم رفتيم . از آنجا به جزيرهء برخت رسيديم . همچنين در درياى اخضر كه قسمت شرقى درياى هرمز است به چند جزيره سرزديم . در هيچجا از كافر خبرى نبود . بالاخره از هرمز هم گذشتيم . به شريف كه از بصره همراه ما شده بود رخصت داده شد كه باز گردد . همراه او نامهاى براى مصطفى پاشا نوشتم و خبر دادم كه به صحت و سلامت از هرمز عبور كرديم . سپس از سواحل جلغار و جادى ردّ شديم . از قصبه معروف به كيمزاد و ليمه هم گذشتيم و به نزديكيهاى شهر خورفكان رسيديم . روز چهلم بود كه در دريا بوديم يعنى روز دهم ماه رمضان مبارك . حوالى صبح ناگهان چهار فروند كشتى كوهپيكر كفّار خاكسار از نوع « غراقه » و سه فروند « قاليون » بزرگ و شش فروند « قراوله » پرتغالى و دوازده فروند « غراب » يعنى « قاليته » « 2 » هاى ناوكش كه مجموعا بيست و پنج فروند كشتىهاى مختلف بود به ما حمله آوردند . ما نيز همان دم به
--> ( 1 ) - يعنى حدود دو دريا به يكديگر ميرسند . بطورى كه ملاحظه مىشود خليج فارس دو دريا به حساب آمده است . قسمت غربى آن را بنام درياى هرمز و قسمت شرقى آن را « درياى اخضر » ناميده شده است . ( 2 ) - نامهائى كه آمده است اسامى انواع مختلف كشتىهاى جنگى آن زمانست .