سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

28

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

« قدرغه » « 1 » را تحويل گرفته از راه درياى هرمز « 2 » بصوب مصر عازم شد . ولى بمقتضاى « العبد يّدير و اللّه يقدّر » تقدير موافق تدبير نيفتاد و رسيدن به مصر ميسّر نگرديد بالّضروره به سواحل درياى هند افتاديم و عزيمت از راه دريا امكان نيافت بناچار با گروهى از نمك‌پروردگان حلال‌خوار پادشاه فرخنده بخت از بندگان مصر « 3 » عازم كشور روم « 4 » شديم . از ولايات گجرات ، هند ، سند ، باخترزمين يعنى زابلستان « 5 » ، ديار بدخشان ، ختلان ، توران ، ايران يعنى ماوراء النهر و خراسان ، ولايت خوارزم و دشت قبچاق گذشتيم و آن جانب نيز راه مرور ميسر نشد .

--> ( 1 ) - قدرغه - نوعى كشتى جنگى چوبى بزرگ بود كه هم بادبان داشت و هم پارو . پيش از ساخته شدن كشتىهاى جديد فلزى و موتوردار ، اين نوع كشتى از عمده‌ترين كشتىهاى نيروهاى دريائى بشمار ميرفت . ( 2 ) - درياى هرمز - ناميست كه براى خليج فارس به كار رفته است . ( 3 ) - بندگان مصر - منظور افراد و افسران پادگان دريائى عثمانى در مصر است كه ظاهرا آنان كه همراه مؤلف بودند تعدادشان به حدود 300 نفر ميرسيد . دولت عثمانى در آنزمان چند پايگاه عمده دريائى داشت كه يكى در بالكان ، يكى در آناطولى و يكى در شمال آفريقا و مصر بود . ( 4 ) - روم - اسمى است كه براى آناطولى و آسياى صغير به كار ميرفت زيرا محل و مركز عمده روم شرقى بوده است . لقب رومى هم كه به جلال الدين محمد مولوى عارف مشهور داده شده بخاطر اقامتش در قونيه و سرزمين آناطولى بوده است . ( 5 ) - مؤلف نامهاى باختر زمين و زابلستان را براى سرزمين افغانستان امروزى به كار برده است .