سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

101

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

خوش‌حال بك هم آمد كه جوانى بود بىبديل . مقام كماندار پادشاه و قورچىگرى را داشت . او اغلب در مجلس پادشاه حاضر ميشد و به مباحثهء شعرى مىپرداخت . آن روز به فقير پيشنهاد كرد كه دو غزل بسرايم به شرط آنكه قافيه و رديف را او تعيين كند . فقير اين پيشنهاد را قبول كردم و فرداى آن روز غزلها را كه سروده بودم در مجلس همايون خواندم . غزل اول اين بود : لمؤلفه رخ لارى كيفيت مىدن قچان كيم آل دور * ساقيا تانير مين اول كلچهره نى خوش‌حال دور نقد عمر ينكنى متاع وصل غه خرج ايتكانينك * ديل بيلان كنكاشنى قوى عالم غه اول دلال دور مرده لر احيا سيد العلى مسيحا دور ولى * زلفى جادو ، چشمى فتان ، غمزه سى قتّال دور لب لرى يارينك چوچو كدور ، دل نيچون ميل ايتمكاى * هر نيمه سه كيم چوچوك بولغاى كوكل ميّال دور تيلبه بولوب ييغلامه قلاش مين ديب « كاتبى » * سيم اشك بيرلا درون سينه مالامال دور « 1 »

--> ( 1 ) - ترجمه غزل چنين است : هنگاميكه گونه‌هايش از مى سرخ مىشود * مىدانى اى ساقى كه آن گل چهره خوشحال است