ميرزا على تبريزى ( شهيد )

28

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى )

غله را كه تحويل خباز مىشود خروارى شانزده تومان قرار داده بودند از اين قيمت شش تومان و پنجهزار قيمت غله ديوانى بود كه تسعير كرده بودند بايستى به ديوان برسد رويهم‌رفته خروارى چهار تومان هم كرايه منظور شده باقى خروارى پنج تومان با پنجهزار بالا دخل بود كه حكومت طمع كرده بود . . . كه . . . ببرد . بعد از انقضاى مجلس وقت عصر با جمعى از معتقدين اين صحبت را كردم كه تفاوت قيمت را بدولت نبايد داد بايد در كيسه ملت باشد و اين مطلب را مسجل كردم و بعد از آن به آقايان علماء و غيره پيغام داده تأكيد در اين معنى كردم حتى به نظام السلطنه هم پيغام من رسيد و خيلى بدش آمد و گفت : فلانكس اين حرف را مىزند . مجتهد نيز گفته بود كه اين حرف را فقط فلانكس ميگويد سايرين نميگويد و اگر نگويم تمامى غله را از ما ميگيرند . در مجلس ديگر با يكى از معتقدين مذاكره كرده گفتم : ثلث را كه داديم ولى بعقيده من اعانه از اين بهتر بود . خيلى تند كرد و گفت : اولا اعانه را مينوشتند و نمىدادند وانگهى بعد از آنكه ما ثلث را داديم چه حقى از ما دارند . گفتم : همان‌روزى كه ثلث را گردن شما گذاشت و خواهد گرفت با همان قوه جبريه اعانه را از شما مىگيرند ، مجملا اين رأى من پذيرفته نشد ( مقصود مردود شدن از جانب طرف خطاب است و الا مسئله ثلث گذشته بود و در آن باب كسى را حرفى نبود فقط حرف من در علاوه شدن اعانه بود و يقين داشتم كه باز مردم محتاج خواهند شد و از اين ثلث مبلغى ناقص خواهد ماند ) . در 18 شعبان انجمن ترتيب داده تجار بيست نفر انتخاب نمودند و از جانب علما و نيز دو نفر منتخب‌شده قرار شد در مجلس ترتيب امورات را بدهند مجلس هم بنا گذاشت بر منع نيم‌گزى و اصلاح موازين و امثال آن از امور عامه اعلانات نوشتند و منتشر كردند و سخت‌گيرى نمودند . . آقا مير هاشم هم در اين ميان حاكمى منفرد بود و قبض و بسط در دست او بود و انجمن كم‌كم نضج گرفته هايهوئى راه انداخته بود .