محمد على خان رشوند

مقدمه 45

مجمل رشوند ( فارسى )

از اشتياق فاقه مىگذشت . كربلائى احمد كيّال افاقهء احوال بود . ديگر اخذ از احدى نبود ، مگر والده خود را به آتش مفارقت ، با همهء انس افروخته ، بعضى از ملك رازميان و دهميان و وجه اجارهء آسياب و غيره فروخته روانه مىنمود . از اتفاقات به ناخوشى سرخجه گرفتار شدم ، لابد در خدمت بوده ايشان به شهرستان آمده از محاسن اتّفاقات ركن الدّوله از سفر خراسان معاودت نموده [ 1239 ه . ق . ] تا تنگ اللّه اكبر به استقبال رفته . . . بعد از ورود ركن الدّوله مورد عنايت خسروانه گرديد ، بر مباركى و ورود به خلعت مفختر كرد ، مرحوم ابوى را كه . . . با احكام روانه رودبار [ نمود ] ، وارد نصرت‌آباد و طليعهء فجر در كمال . . . به همين منوال چند سال گذشت . . . حقير را با قوش و بارخانه و عريضه‌جات روانه خدمت ركن الدّوله نمايد . . . بعد از . . . در ركاب ركن الدّوله به رودبار آمده . . . ركن الدّوله ، حقير را در سال 1243 ه . ق . به منصب سركردگى رشوند مفتخر و به لقب خانى مخاطب ساخته . صبيهء عزيز خان در خانه حاجى محمد حسين طوطى عقد و صيغه را جناب ملّا كاظم پيشنماز خوانده ، نظر به صغر سن ، به عزيز خان سپرده [ حقير را ] روانه اردو ساختند . از زنجان كه ريحان امصار است از قزل‌اوزان و جيلان‌كو در ركاب ركن الدّوله ، گذشته تا جيلان‌كوه توان در چمن اوجان به موكب سلطانى پيوسته ، يك ماه در آنجا توقف كرده . . . » . اطّلاعات ديگرى كه در باب احوال محمد على خان ، از كتاب مجمل مىتوان يافت اين است كه : « براى دفاع از خاك وطن ، در سال 1243 ه . ق . به ايروان رفته است