محمد على خان رشوند
مقدمه 16
مجمل رشوند ( فارسى )
مردوخ كردستانى نيز در تاريخ مردوخ ( ج 1 ، چ 2 ، ص 93 ) و محمد على سلطانى در كتاب ايلات و طوايف كرمانشاهان ( ص 680 ) ، رشوند و رشهوند آوردهاند . به نظر مىرسد همهء اينها ، صورتهاى مختلف از يك واژه است ؛ در مناطق كردنشين ، رشهوند ( چون : كاكهوند - كاكاوند ) و در زبان يك فرنگى صورت ريشوند ، شنيده و تلفظ مىشود . زيرا به استناد كهنترين مأخذ معتبر موجود كه در سال 1108 ه . ق . / 1694 م . تحرير شده يعنى كتاب دستور شهرياران تأليف محمد - ابراهيم بن زين العابدين نصيرى - مجلسنويس دربار شاه سلطان حسين صفوى - ( ص 193 ) نام اين ايل ، همانا رشوند بوده است . وجه تسميهء واژهء رشوند . نيكيتين در كتاب ايرانى كه من شناختهام ( ص 281 ) آنجا كه از قبيلهء رشوند ساكن زنجان ياد مىكند ، مىنويسد : « قبايل قرهپشلو و رشوند ، اوّلى ترك و دوّمى كرد است ، امّا نام هر دو داراى لفظ مشتركى است كه به معنى سياه است ( قره - رش ) . ممكن است اين قبيله مختلط باشد » . رشيد ياسمى در اثر خود كرد و پيوستگى نژاد و تاريخى او ( ص 125 ) معناى لغوى « رش » را چنين آورده : « رش بهمعناى سياه است ، صفت سياه در كردى حاكى از احترام است ، چون على رش » . امّا ادموندز در كتاب خود ( ص 53 ) ، جزء نخست اين نام ، يعنى رش و يا رشه را برگرفته از نام نياكان اين طايفه كه رشيد نامى بوده مىداند و جزء دوّم آن ، يعنى پسوند وند را از ريشهء فعل لكى - لرى « وندين » كه بهمعناى افكندن يا پرتاب كردن است ، بنابراين بهمعناى شاخه يا شعبه است . او معتقد است نخستين بخش اين نوع واژگان يا اسامى ، نام نياكان قبيله است نه نام محل ، چنان كه بعضى تصوّر كردهاند . بدين اعتقاد ، رشوند ، يعنى ايل منسوب به رشيد . استدلالى كه وى در باب نظر خود و چنين نامگذاريها مىآورد اين است كه :