محمد على خان رشوند
63
مجمل رشوند ( فارسى )
به عيادت رفته ، هرچند به معالجات پرداختند ، بهيچوجه مفيد نشد ، مقيد به قيد آوردن طبيب از شهر شديم . گدوك مسدود بود . چون امر خداوندى در ضمن آن تعلق گرفته و ناخوشى هم مزمن بود ، در شب شنبه غرّه جميدى الاولى سنه 1271 تا آخر نفس سخن گفته ، مرغ روحش از سجن اين قفس به آشيانه طوبى پرواز كرده ، در كمال شجن فرداى آن با جمعيت و علمها و بيرقها و كتلها به شهرستان رفته ، در عمارت ايوان شرقى اندرون از كثرت شيون و نوحه و زارى ستون طاقت گسسته ، علم آه مادر پير و اخوان جوان به آسمان و اشك چشمشان به زمين مىرسيد . چنان كه گوئى صداى ناله بلند است از در و ديوار . تشييع جنازه به ايوان رو به شاهرود امامزاده محمد 61 واجب التعظيم كرده ، پس از تدفين و تلقين ، قارى آمده ، دم همان ايوان نطع تعزيت انداخته ، در وقت غروب ، ميرزا ربيع با سينهزنهاى رشگينپرّه ، به هيأت مجموعى و صورت عزا با شالهاى سياه آمده ، از اطراف انبه و بابا منصور و غيره تا سه روز دستهها آوردند ، نطع تعزيت و فرش مصيبت برچيده ، لبى به كمال پر خنده نبود . بفاصلهء چند روز حواله شاهى اشرفى از ديوان اعلى شده ، نواب سلطان ابراهيم ميرزا خود حوالجات نموده ، محصلين شديد به محال رودبار روانه نموده ، از جمله بهرام بيك نام به نينهرود و محال حقير و دو سوار به محال ميرزا نصير . عريضه عريضى عرض شاهزادهء حاكم در جواب نوشتند كه محال محمد على خان و ميرزا نصير موضوع است . حاكم نيستند محكوم هم نيستند . چنان كه در سنهء ماضيه با خسرود و يارود و اسطلبر موضوع شده بود و رقم ابدى داده شد با رمق خود بايد نگهدارند . بالجمله محصل حصول و وصول تنخواه موجود بىنيل مقصود بازگشت نمود . چون آن روزها والدهء حسينعلى بشدت ناخوش شد ، چاپارى اسب و سوارى فرستاده ، جناب ميرزا محمد حسين حكيم را با والدهء رضا قلى خان آوردند . به حمد الله به سهولت معالجه شده . در آن بين محض بازديد مصيبت مرحوم نور الله خان به حسنآباد ، خدمت شاهزاده رفته ، به حمام فرستادند . در سر حمام يك ثوب قباى خارا از بر خود