ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
73
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
برادرش زرير بود ، و پسرش اسفنديار و پسرزادگان گودرز كشواد و بزرگان ايران و پسر جاماسپ ، ناماور . اندر عهد بهمن دانيال پيغامبر بود عليه السّلام اندرين زمان ، و از جملهى اسيران بيت المقدّس بود . و به روايتى گويند كه به عهد گشتاسپ بود - و آن را شرح داده شود . پهلوان او اردشير بود ، پسر بيژن ، و بختنصر ، رهام گودرز ، بر جاى بود ، و پسر طوس ، پيروز ، و پارس پرهيزكار . و بر آخر عهدش جهان پهلوانى به آذربرزين رسيد ، پسر فرامرز پسر رستم زال ، و پسران زواره ، فرهاد و نخاره ، و دختران رستم بودند بانو گشسپ و زربانو ، و رستم گيلى كه او را تور خواندندى . و اندر آخر عهدش در زمين بربر و ماچين قصّهى شادبهر و عين الحيوة بوده است . اندر عهد هماى چهرآزاد هم بزرگان پدرش بودند ، و رشتواد سپهبد بود . اندر عهد دارا بن بهمن درين روزگار زال زر بمرد . و در هيچ كتاب اين ذكر نيافتم مگر در بهمن نامه ، آن نسخت كه حكيم ايرانشان بن ابى الخير نظم كرده است ، و چنين فرموده است : به ايّام دارا بشوريد حال * برون شد ز دنيا جهان ديده زال اندر عهد دارا بن داراب قصّهى وامق و عذرا بوده است به زمين يونان ، و بهرى گويند به عهد پدرش بود . و ماهيار و جانوسيار كه بكشتندش ، دستوران معتمد گويد . اندر عهد اسكندر رومى فلاسفهى يونان بسيار بودند ، چون ارسطاطاليس و أفلاطون و سقراط و ديگران ؛ و همه بزرگان عالم خدم او شدند . و در روزگار او براهمه بيرون آمد و مذهب تناسخ آورد ، گفت از ايزد تعالى به زمين بيش از يك پيغامبر نيامد ، و به هر روزگارى به صورتى ديگر ظاهر شدى ، و دران مقالتها ساخت . و تناسخيان تابع او باشند . و اگر اين درست گردد كه اين ذو القرنين كه آب حيوان طلبيد اينست ، لابد خضر و الياس عليهما السّلام با وى بوده باشند و آن خود ديگرى بوده است . اندر عهد اشكانيان بسيار عجايب و حوادث بوده است ، از جمله نبوّت زكريّا و مولود و مبعث عيسى عليهما السّلام ، و مولود و مقتل يحيى زكريّا عليهما السّلام و قصّهى اصحاب الكهف ، و نبوّت يونس پيغامبر عليه السّلام به شهر نينوى ، و قصّهى شمشون عابد و قصّهى صدوق و صادق و سلوم ، آنكه ايزد تعالى