ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
67
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
بد داشتند و براندندش . و پس ازو فرّخزاد نامى را بياوردند از فرزندان پرويز ، و پس او را بازكردند . و ازين پس يزدگرد شهريار را آوردند . چون بنشست ، روزگار خلافت امير المؤمنين عمر خطّاب بود رضى اللّه عنه و حرب قادسيّه ، و به مداين تا يزدگرد از آنجا بگريخت و به رى افتاد و به نهاوند . آخر جمع عجم شكسته شدند - و اين قصّهها خود شرح داده شود . پس به خراسان افتاد و ماهوى سورى ، سپهبد مرو ، با وى حيلت كرد تا تركان وى را بشكستند . و يزدگرد بگريخت به مرو و به آسيابى اندر رفت ، و به فرمان ماهوى بر دست آسيابان كشته شد . و گويند كه آسيابان نادانسته كشتش ، اندر ايّام خلافت امير المؤمنين عثمان رضى اللّه عنه . و ملك عجم سپرى شد - و اللّه أعلم بالصّواب . جملت بدين تفصيل بيرون از جشنسفنده بيست و هفت تن بودهاند از روايت بهرام موبد ، و چهارصد و پنجاه و پنج سال و سه ماه و بيست و يك روز پادشاهى كردند ، چنان كه اندر بسيار كتب درست كرده است . و بدين حساب از گاه گيومرث با سى سال او تا ملك به عرب رسيدن ، چهار هزار و چهل و نه سال و دو ماه و بيست و هفت روز - با شش روز جشنسفنده - پادشاهى كردهاند . و عدد ايشان شصت و شش بوده است از جمله سه زن : هماى ، بوراندخت ، آزرميدخت ؛ ديگر مرد - چنان كه نوشتيم . و از قول اين بهرام موبد شاپور اين جايگاه خود درست ميگردد كه آدم عليه السّلام نه گيومرث بوده است . زيرا كه بدين حساب از گاه گيومرث تا اكنون چهار هزار و پانصد و هفتاد سال كمابيش باشد . و ميان اين تاريخ تا آدم عليه السّلام بسيار تفاوت است - و اللّه أعلم . فصل سوّم از باب نهم اندر روايت حمزهى اصفهانى تاريخ بنى ساسان و پيدا كردن سهو اندران از شرح عيسى بن موسى الكسروى چنين گويد كه در تاريخ ملوك الفرس بسيار نسختها تأمّل كردم ، كه ايشان