ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
سرآغاز 4
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
از همين يكى دو اشاره دربارهى موضوع كتاب چنين برمىآيد كه انگيزهى نخستين او شرح اخبار ملوك عجم ( يعنى ايران ) بوده . و آن را ميانهى جهان مىشناساند و كشورهاى ديگر را پيرامون آن . در بخشهاى ديگر نيز براى اين گفتهى خود اسناد و رواياتى از نوشتههاى پيش از اسلام و تاريخنويسان ايران ، كه بنابر تقسيمات جغرافيايى آنان ايران " هنيره " « 1 » [ ص 321 ] است نقل مىكند . و از اشارهى ديگر او ، كه شاهنامهى فردوسى اصل است ، اين نظر استوار مىشود كه بيش از هر چيز خواست و توجه او به شرح و گزارش تاريخ ايران بوده است . و پيداست كه گزارش تاريخ ايران ، كه گسترهى آن در ميان كشورهاى اسلامى آن روز بيش از كشورهاى ديگر بوده ، بىگزارش تاريخ كشورهاى همسايه ناشدنى است . و همين نكته اهميت كتاب او را دوچندان مىكند ، چه گزارشهايى كه او از كشورهاى اسلامى آن روز بازگو مىكند ( چين ، هند ، سقلاب ، يونان ، روم ، مصر ، حبشه ) آگاهىهايى است به زبان فارسى از اين سرزمينها از آن روزگار ، كه تنها در اين كتاب ياد مىشود . نويسنده از همان آغاز كار دريافته بود كه تاريخنويسى كار سادهيى نيست ، و قلمانداز و سرسرى نمىتوان به اين كار پرداخت . مىگويد : و مرا اين انديشه ازان برخاست كه سخن پادشاهان عجم و نسق و سير ايشان همىرفت . مهترى از جملهى بزرگان حاضر بود به اسد آباد ؛ از من هر چيزى مىپرسيد ، به حكم آنكه شناخته بود هوس من به كتاب خواندن و مشافهه . آنچه بر خاطر بود گفته همىشد ؛ و بر بديهه بر سر شراب دو سه درج بنوشتم درين معنى ، و پس باطل كردم بعد مدّتى . سپس گرمتر و با جدّى تمام بر سر اين كار مىرود : و انديشيدم كه چون يادگارى بخواهد ماند دران تأمّلى بهتر مىبايد كرد ، و رنج بردن تا ازان فايدتى حاصل شود . و اگرنه ضايع بماند ، كه ناگفته زا عيب كمتر است و گفته را بسيار ، چنان كه فردوسى طوسى گويد ، بيت : دهان گر بماند ز خوردن تهى * ازان به كه ناساز خوانى نهى . [ ص 7 ]
--> ( 1 ) ( Bartholomae , Altiranisches Worterbuch Sp . 1864 ) xaniradha ( Mackenzie A Concise Pahlavi Dictionary ) Xwanirah ( hwnyls )