ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
24
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
نفيطى ماهوراج ، يعنى بانوى بانوان . سام را زال بزاد و از دختر شاه كابل بود ، روداوه . زال را رستم بزاد و از ديگر زواره . و رستم را از خالهى شاه كيقباد فرامرز بزاد و بانو گشسپ و زربانو ، و ايشان سخت دلاور و مبارز بودند . و از فرامرز آذربرزين بازماند از پسران ، و از زواره فرهاد و نخواره . و بعد ازين نام كس بر نيامد ازين تخمه . و ديگر فرزندان بودهاند جمشيد را ، و ليكن ذكرى نگفته است . ضحّاك بيوراسپ - او را بيوراسپ خوانند ، و گويند بيوراسپ تازى از زر و سيم پيش وى جنيبت كشيدندى . و اندر اصل نام او قيس لهوب گويند ، و ضحّاك ، و حميرى نيز خوانندش . و پارسيان ده آك گفتندى ، از جهت آنكه ده آفت و رسم زشت در جهان آورد از عذاب و آويختن و فعلهاى پليد ؛ و آك را معنى زشتى و آفتست . پس چون معرّب كردند سخت نيكو آمد : ضحّاك يعنى خندناك ، و اژدهاك نيز گفتند ، سبب آن علّت كه بر كتفش بود ، يعنى اژدهااند كه مردم را بيوبارند . و اندران تاريخ جرير گويد : بيوراسب ديگر بود و ضحّاك ديگر . ايزد تعالى نوح را پيش وى فرستاد . و از بعد طوفان به سالها ضحّاك پادشاهى بگرفت . امّا نسب او چنين بود : ضحّاك بن نداسپ - و أرونداسف نيز گويند ، و او وزير طهمورث بود ، و روزه داشتن و خداى را تعبّد كردن از وى برخاست - بن زينگاو بن سادره * بن تاج بن فرواك بن سيامك بن مشى بن گيومرث . و تاج جدّ او بود كه عرب از نسل اواند ، و به زمين بابل نشست . فرزندش دختر فريدون به زنى كرد ، و يكى به زمين كابلستان افتاد ، و مهراب كه جدّ رستم بود از فرزندان اين دختر بوده است . و از پسران ضحّاك هيچ جايگاه ذكر نيافتيم . افريدون بن اثفيان - اندر شاهنامه آبتين گويد پدر افريدون را ، و به ديگر نسخهها اثفيان . و نسب را ذكر كرده شد : فريدون بن اثفيان بن همايون بن جمشيد الملك ، و مادرش فرىرنك بود ، دختر طيهور ، ملك جزيرهى بسلا ماجين اندرونى و او را سه پسر بودند ، دو مهتر از شهرناز ، خواهر جمشيد ، و به روايتى گويند ايشان از دختر ضحّاك زادند . و كهترين پسر از أرنواز ، خواهر جم ، و نام ايشان سلم و تور و ايرج بودند . و نسب پادشاهان عجم به ايرج باز شود ، و تركان را به تور و قيصران را به سلم - چنان كه خود به جايگاه معلوم گردد . منوچهر - به روايتى گويند از فرزندان ايرج بن فريدون بوده است ، آنكه رود مهران گشاده است . در شاهنامه گويد : فريدون دختر ايرج به خويشى داد ، و منوچهر