ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

22

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )

و از بعد پنجاه سال فرزند زادند . و از اوّل تولّد تا وقت هوشنگ نود و سه سال و شش ماه گذشته بود - و اللّه أعلم . فصل سوّم و هم حمزه از كتابى ديگر حكايت كند از كتب پارسيان ، به لغتى غريب نبشته كه حقّ تعالى اوّل خلقت مردى آفريد و گاوى ، اندر مركز بالايين سه هزار سال بىآفت بماندند . و اين ، هزارگانه‌هاى حمل و ثور و جوزا بود . و پس به زمين آمدند ، اندر سه هزار ديگر بىهيچ رنج و مكروه بماندند . و آن ، هزاره‌ى سرطان و اسد و سنبله بود . پس چون اوّل هزار سال ميزان بود ، خلاف ظاهر گشت . و اين مرد گيومرث نام بود . سى سال زمين و نبات و گاو را همىداشت . و طالع اين هزاره سرطان بود ، مشترى اندر وى ، و آفتاب در حمل و قمر اندر ثور و زحل در ميزان و مرّيخ در جدى و زهره و عطارد اندر حوت . و اين كواكب روان گشت از برجها به سير خويش ، اندر اوّل ماه فروردين كه نوروز است ، و از گردش فلك روز از شب ظاهر گشت . و نسل اين مرد بپيوست - و اللّه أعلم . فصل چهارم و باز قومى برانند از اصحاب روايات كه گيومرث شيث بود ، و نبيره‌ى او هم روايت كنند . و بعضى گويند كه او چهارم پسر بود ازان نوح عليه السّلام . و اندر تاريخ جرير الطّبرى چنانست كه ميان ادريس و نوح هزار و هفت صد سال پادشاهان بودند . و اوّل مردى بود كه او را نام گيومرث بود ، و هفت صد سال پادشاهى كرد . و پارسيان درين شرحها كه داديم آدم را عليه السّلام و خلقت عالم را همىخواهند ، و بيش نامعتمدست . ايشان بر مذهب خويش مگر چنان مىشمرند ، و لكن به حكم آنكه مسطور بود ، نوشته شد . امّا درين شكّ نيست كه اين گيومرث بوده است . و سى سال پادشاهى كرد - چنان كه گفته شود به جاى خويش - و نسبت پادشاهان به دو باز شود . و به كيفيّت آن ايزد تعالى و تقدّس داناتر است ؛ و اللّه أعلم .