ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

سرآغاز 11

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )

ديگر صحبت بدخوانى در ميان نيست . بگذاريد خلق اللّه قدرى ريشه هاى درست كلمات را بشناسند . « 1 » إعراب ( زير و زبر و پيش ) در دو جا افزوده شده است : 1 ) آيات قرآنى و قطعات و اشعار عربى . در اين زبان است كه إعراب نقش دستورى دارد ؛ 2 ) واژه‌هايى كه بدون إعراب داراى معانى ديگرى خواهند بود مانند : رُود / رَوَد ، كَنَد / كُنَد ، كُشد / كِشد . كسره‌ى اضافه نيز هرجا به خواندن و فهميدن متن يارى مىكرد ، افزوده شد . جز اين دو سه جا از گذاشتن زير و زبر و پيش پرهيز كرديم . و خواننده‌ى فارسى زبان ( ايرانى ، افغانستانى ، تاجيكستانى و اقليت‌هاى فارسى زبان جهان ) آزاد است كه واژه‌هاى " خوش " ، " سخن " ، " سير " ، " شور " ، " گفته " را به گونه‌ى كهنه‌تر آن خوش ( khwash ) ، سخن ( sakhon ) ، سير ( ser ) ، شور ( shor ) ، گفته ( gofta ) ، بخواند ، يا به روال فارسى كنونى خوش ( khosh ) ، سخن ( sokhan ) و سير ( sir ) ، شور ( shur ) ، گفته ( gofte ) « 2 » : " سه نگردد بريشم ار او را * پرنيان خوانى و حرير و پرند . " غلطهاى دستنويسها ( كه چندان هم كم نيست ) و نويسنده ، همه‌جا با نشان ستاره نشان داده شده و درست آن در فهرست جداگانه نوشته شده است - در اينجا هم خود را وامدار بهار و ويرايشهاى او مىدانم . هنگامى كه به كمىها و كاستىهاى دستنويس پاريس " از آب افتادگيها و ضايع و ناخوانا بودن صفحات ، جايهايى كه در عكس نگرفته ، و بريده شدن خيلى حواشى در صحافى ، و تصرفها و دست‌بردهاى مصحّح نادان " « 3 » مىنگريم ، آنگاه به بزرگى كار شادروان ملك الشّعرا بهار و رنج بىپايان او در ويرايش چاپ نخستين اين كتاب پى مىبريم . و زبان به آفرين و ستايش آن بزرگ‌مرد مىگشاييم . اكنون كه چهار دستنويس را با يكديگر مىسنجيم تقريبا همه‌جا به دريافتهاى درست آن دانشمند بر

--> ( 1 ) بخشى از نامه‌ى ايشان در 11 ژويه 1995 . ( 2 ) بىسببى نيست كه در واژه‌نامه‌هايى مانند " فرهنگ فارسى " دكتر معين برگردان واژه‌ها به خط لاتين ، به‌ويژه واكههاى ( ويلهاى ) پايانين به دو گونه داده مىشود . براى آگاهى بيشتر نك . خانلرى " وزن شعر فارسى " ، تهران 1348 ، ص 136 - 109 . ( 3 ) " مجمل التّواريخ و القصص " بتصحيح ملك الشعرا بهار ، تهران 1318 ، ص ج و د .