ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
105
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
مملكت يسطيناس سى و نه سال بوده است . كنيسهى روحا او كرد . مملكت خواهرزادهاش ، يوسطينس ، سيزده سال بوده است . مملكت طبارينس چهار سال بوده است . آنست كه كوشكهاى عظيم كرده است و نشستگاهها كه هر جايى ازان در زرّ افكند و بعضى را سيم و بعضى را مس ، و عجايبتر بناها . مملكت موريقيس بيست سال بوده است . آنست كه ملوك عجم شهرها از او بستدند . و بر آخر خسرو پرويز از وى ياورى بخواست و سپاه فرستادش تا بهرام چوبينه را هزيمت كرد . و دخترش ، مريم ، را به خسرو داد . مملكت فوقاس گويند هشت سال بوده است . و برين موريقيس خروج كرد و او را بكشت و پادشاهى فراز گرفت . پس آن بود كه خسرو پرويز سپاه فرستاد به روم به كينه خواستن با سپهبد شهرابراز * - و آن خود گفته شود . پس مردى برخاست با جمعى بسيار ، هرقل نام ، و نصرت كرد به كسرى ، و فوقاس را بكشت . مملكت هرقل و پسرش سى و يك سال بوده است . آن است كه در عهد پيغامبر بود عليه السّلام . و آن رسولان كه به اطراف فرستاد يكى پيش هرقل بود و از نهان مسلمان گشت . و چون پادشاه شد در عهد اردشير بن شيرويه به عمارت بيت المقدّس مشغول شد . پس عرب اندر شام آمدند ، و روميان نيز به شام نرسيدند . و جملت ايشان هفده تن بودهاند ، در سيصد و پنج سال سپرى شدند - و اللّه أعلم . فصل از كتاب وكيع القاضى از عهد هرقل كه در تاريخ حمزهى اصفهانى مثبت است حمزة الاصفهانى گويد كه وكيع القاضى كتابى نهاده است در تاريخ ملوك روم تا به سال سيصد و يك شرح نوشته است ، و گفته كه تفاوتست ميان هر دو . امّا اعتماد بران است كه ازان رومى شنيدم و از لفظ او فراز گرفتم ، چه اندر ترجمه و نقل كردن سهوها افتد ، كه احتياط بجاى نياورند . و من ازان كتاب وكيع القاضى تا به سال سيصد و يك از بعد هرقل كه به عهد پيغامبر بود صلّى اللّه عليه و سلّم برين