ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

96

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )

باب ثالث عشر در تاريخ پادشاهان يونان و ذكر اخبارشان چنين خوانده‌ام از تاريخ حمزة بن الحسن الاصفهانى كه روايت كند از كتاب حبيب بن نهر بن * مطران الموصلى نقل كرده از يونانى به تازى كه يونانيان اوّل تاريخ از خروج يونان بن تورس نهاده‌اند كه از زمين بابل به مغرب تحويل كرد . و همين نگاه داشتند تا به وقت خروج اسكندر رومى و غلبه‌ى او بر پادشاهان مشرق . و تاريخ نهادند ، اوّل از اوّل بيست و هفت سال از عمر او گذشته . و از بعد آنكه اسكندر فرمان يافت يونانيان از شهر اسكندر ، و حكيمان ، كه آن را قدونيه * گويند ، پادشاهى فراز گرفتند . و اندر تاريخ طبرى خوانده‌ام كه چون اسكندر از جهان بيرون رفت او را پسرى ماند ، نام او اسكندر روس * . پس ارسطو و فلاسفه‌ى يونانيان بر او جمع شدند تا او را به پادشاهى بنشانند . گفت : " نخواهم . " و از ميان مردم بيرون رفت و به كوهى مقام گرفت ، به عبادت كردن خداى تعالى . و يونانيان خيره گشتند . پس يكى را از اهل بيت او بنشاندند ، نام او ارغوش * ، و به زبان رومى پادشاه را بطلميوس خوانند ؛ و اشتقاق آن از حرب گرفته‌اند . و اوّل اين مرد بود كه بر يونان و مصر و بهرى از مغرب بطلميوسى كرد . و سياقت برين جمله كه نوشته شود از تاريخ حمزه چنين گفته است كه اين شرح از مردى رومى او را معلوم شد ، دبير و كتاب‌خوان ، كه فرّاش احمد بن عبد العزيز بن دلف * بود ، او را به اسيرى بياورده بودند . و پسرى بودش سخت عظيم دانا و منجّم ، و او را در لشكر سلطان نمر گفتندى . پس هرچه پدرش از كتابهاى خويش خواندى ، او تفسير همىكرد تا اين‌قدر معلوم شد بدين تفصيل - و السّلام . بطلميوس بن ارنب - خليفه بعد از اسكندر - چهل سال . بطلميوس بن ارغوش دوستدار پدر سى و هشت سال . بطلميوس صانع بيست و شش سال . بطلميوس محبّ الاب هفده سال . بطلميوس كه نجوم نيكو دانست بيست و چهار سال . بطلميوس محبّ الام سى و پنج سال .