ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

82

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )

بلغار جداگانه جاى گرفت . و روباه بود ، نيكو و سمور و سنجاب و قاقم و از هر جنس . حيلتها ساختند به گرفتن ايشان و پوست آن به شهرها بردند به بازرگانى - و همان عادت بجاى دارند . و آن كشور نيز آبادان گشت ، و نسلشان بسيار شد - و اللّه أعلم . فصل چنين خواندم كه سبب آن‌كه بر اندام تركان موى كم باشد آنست كه چون يافث طفل بود او را بيمارى رسيد سخت . پس پيرزنى مادرش را گفت : " خايه‌ى مورچه بدست آور و كوفته با شير گرگ معجون كن ، و سه روز بده تا بخورد ، بهترى يابد . " و چنان بود كه سام بن نوح را گرگى بود ماده ، و دران چند روز زاده بود . مادر يافث خايه‌ى مورچه بياورد و با شير گرگ بياميخت و يافث را داد تا نه مدّت برخاست ازان بيمارى ، و هيچ موى بر اندام او نبود ، از جهت آن خايه‌ى مورچه ؛ و دليل بر آنكه هركجا مورچه برود هيچ نبات نرويد البتّه . پس فرزندان يافث جمله أملس آمدند ، و ازان سبب پرخشم و كينور باشند ، كه خشم از اندام ايشان راه نيابد كه به مسام بدر آيد ، كه ايشان را هيچ موى نباشد بر تن . و هركس كه بر اندام موى بسيار باشد ، اگر خشمناك سخت گردد ، زود ساكن شود و خشم به مسامش بيرون آيد ، و ايشان را اين نباشد . ازان پس از فرزندان اين جماعت قبيله‌ها خاستند ، چون كيماك و قرقيز و برسخان و برطاس و ايلاق و بجناك و محفر و ازين گونه بىعدد . و همه را با هم دشمنيها خاست و كارزار تا روزگار افريدون كه پسرش ، تور ، را به مشرق فرستاد با سام نريمان ، تا آن پادشاهيها بر وى راست كرد . و ايشان نيز آرام يافتند . و ذكر آن اخبار خود گفته شود - إن شاء اللّه تعالى - به جايگاه . و چون تور آرام يافت ، از وى زادشم بزاد ؛ و از زادشم پشنگ آمد ؛ و افراسياب از پشنگ بزاد . و بر همه تركستان و هندوان و روم غلبه كرد ، و به چند دفعت زمين ايران . و ما چگونگى اين حالها خود گوييم - بتوفيق اللّه تعالى .