ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

35

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

راست نيزه و به چپ اندر شمشير بود بدان چفسيده ( 22 - ب ) و تاج سرخ بر سر نهاده شاپور بن شاپور : پسر شاپور ذو الاكتاف بود ، در كتاب صور پيراهن او وشى سرخ ، و اندر زيرش ديگرى زرد ، و شلوار آسمان رنگ ، تاج ميان دو شرفهء زر اندر برنگ سبز ، ايستاده نگاشتست ، قضيبى آهن صورت مرغى بر سرش بدست راست ، و بدست چپ بر قبضهء شمشير فرا خميده . بهرام بن شاپور : و او را كرمان شاه خواندندى ، تاج او سبز گويد ، در ميان سه شرف زر ، و پيراهن آسمانگون و شلوار وشى كرده ، بدست راست اندر نيزه ، و بدست چپ بر شمشير فرا خميده . يزدجرد : پسر بهرام بود ، پارسيان او را بزه‌گر خواندند ، و ذفر [ 1 ] نيز گويند ، و عرب يزدجرد الأثيم گويند ، از بيدادگرى كه بود ، پيراهن او سرخ بود ، و شلوار بلون آسمان ، و تاج همچنان ، ايستاده نيزه اندر دست . بهرام گور : پسر يزدگرد بود ، پادشاهى بزرگ و شادخوار . و مردانه ، و بهرام‌گور را پيراهن در كتاب صورت ، آسمان‌گون نگاشتست ، و شلوار سبز وشى ، و گرز اندر دست . يزدجرد : پسر بهرام گور بودست ، و اين را يزدگرد نرم خوانند ، و پيراهن سبز داشت و شلوار وشى سياه رنگها با زر ، و تاج آسمان رنگ ، بر تخت نشسته و تكيه زده بر تيغ . ( 23 - آ ) . فيروز : پسر يزدگرد بن بهرام گور بود ، پيراهن سرخ نگاشتست ، و شلوار آسمان‌گون ؟ بزروشى ؟ كرده ، و تاج هم بدين رنگ ، بر تخت نشسته نيزه اندر دست گرفته .

--> [ ( 1 ) ] كذا - حمزه : دفر ( ص 37 ) در پهلوى نيز ( دفر ) با دال مهمله است ( متنهاى پهلوى چاپ بمبئى ص 21 س 4 ) و حمزهء اصفهانى در ( التنبيه ) گويد « در پارسى لغتى نيست كه به ذال معجمه آغاز گردد » در برهان هم ( دفزك ) را بمعنى سطبر و غليظ و ضخيم آورده و صحيح آن ( دفرك ) با دال و فا و راء مهمله است با كاف تصغير .