ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

24

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

باب التاسع در نسق پادشاهان عجم بسه فصل فصل اوّل از باب نهم در نسبت ملوك عجم اوشهنج [ 1 ] بدانكه پادشاهان عجم را اگر چه همه نسل ايشان بهوشنگ و كيومرث باز شود برين طبقه‌اند ايشان برين سان [ 2 ] : طبقهء پيشدادان : طبقهء كيانيان : طبقهء اشكانيان : طبقهء ساسانيان : و اوّل نام پيشداد بر هوشنگ افتاد ، از جهت آنك نخست داد او كرد و ميانجى مردم ، و اوشهنج ( 16 - آ ) نيز خوانندش ، از بعد كيومرث پادشاهى او كرد ، و نسب او چنين است ، بعدّ ما كه اندر نسب نيز هرگز خلاف سپرى نشود ، اما آنچ در چند كتب موافق باشد اعتماد بتوان كرد : اوشهنج بن فرواك بن سيامك بن مشى بن كيومرث . و بروايتى گويند پسر مهلاييل بود نبيرهء آدم ، و فردوسى پسر سيامك گويد در شهنامه ، و پارسيان گويند هوشنگ [ و ] ويكرت برادرش هر دو پيغمبر بوده‌اند و اللّه اعلم طهمورث زيباوند [ 3 ] معنى زيباوند آن باشد كه سلاح تمام دارد ، و او را ديوبند نيز گويند . در شاهنامه چنانست كه پسر هوشنگ بود ، و نسب او چنين يافتيم : طهمورث بن ويجهان بن ابوركهد بن هوركهد [ 4 ] بن اوشهنج .

--> [ ( 1 ) ] اوشهنج معرب هوشنگ است و املاى هوشنگ در اوستا : هؤشينگه و در كتب عربى : اوشهنگ ، اوشهنج . [ ( 2 ) ] درين عبارت تصحيفى است . ظ : برين طبقه‌اند و نسق ايشان بر اين سان . [ ( 3 ) ] متن : ريباوند . حمزه : زيباوند ( ص 23 ) كذا فى آثار الباقيه ( ص 103 ) . و ظ : زيناوند و معنى زيناوند تمام سلاح است ، چه زين به زبان پهلوى بمعنى اسلحه است و وند علامت نسبت و تملك و مكان و گمان ميرود ديوبند مصحف و مقلوب زيناوند باشد چه در مأخذ كهنه كلمهء ديوبند ديده نشده است . [ ( 4 ) ] بيرونى : طهمورث بن ويجهان بن اينكهذ بن اوشهنك ( ص 103 ) مروج : چاپ مصر طخمورث بن انوجهان بن استحد بن هوشنج ( ص 96 ) خطى : طهمورث بن ويونجهان بن اسجد اوسهنج . حاشيه طبرى از مسعودى : انوجهان بن انكهد بن اسكهد بن اوشهنگ . طبرى : ابن ويونجهان بن ؟ حبانداذ بن حبادار ؟ بن اوشهنج . . و قال بعض نسابة الفرس : ابن ايونكهان ابن انكهد بن اسكهد بن اوشهنج ( ليدن ج 1 ص 175 - 1 ) حاشيه : طهمورث بن وبونجهان بن جاندار بن حوداد ( جوداز ) ابن اوشاهنج . . . ايضا : و كان اوشاهنج هلك و قد ولد له ابن سماه انكهد و هو جوداز