ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
524
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
بنهاد و كسانى را كه با وى بودند بدانجا باز رها كرد ، و صفّها ساختند جائى كه آن را كاه فروشان خوانند تا بعد روزگار سراها بدان پيوست و آنست كه اكنون كه رسته خوانند و باز حقيقت چنانك گويند جامع خوشينيان [ 1 ] نخستين مسجد بود كه باصفهان كردند در اسلام ، و بناء آن ابو خناس مولى امير المؤمنين عمر بن خطاب كرد در خلافت على ابن ابى طالب عليه السلام ، و بعد از آن مسجد وليد بن نمامه ( ؟ ) كردند [ 2 ] در سنه مائة در خلافت سليمان بن عبد الملك اندر ، و پس مسجد سعيد بن دينار در سنهء ثمان و مايه ، و پس مسجد الفضل بن عوث [ 2 ] در خلافت هشام ، و شهر فراخ گشت در خلافت منصور ، و اين پانزده پاره ديه بود كه همه صحراى آن خانها ساختند و بهم پيوست و محلتها را بدان نام ديها باز خوانند چون : باطوقان [ 3 ] ، فرسان ، يوان ، جرمان ، فلفلان [ 4 ] ، سبيلان [ 5 ] ، كماان ، جوزدان ، لنبان ، ( 346 - ب ) اشكهان ، [ 6 ] جرواآن ، [ 7 ] جشيشان ، براوسكان ، [ 8 ] قالخان ، و جامع اصل هم درين وقت كردند ، و تنگ بود بر مردم تا خصيب بن سلم [ 9 ] دو پاره زمين بداد كه بنام وى باز خواندندى ، و بعد از آن بعهد معتصم اندر يحيى بن عبد الله بن مالك الخزاعى دوّم بار فراخ كرد [ و ] بخلافت مقتدر اندر احمد بن مسرور در سنه سبع و ثلثمايه بسيارى بيفزود چنانك هنوز بجايست ، و يهوديه بدان خوانند كه از آن جهودان كه بخت نصر ايشان را از بيت المقدس بياورد بعراق جائى در ، فرود آورد ، جماعتى بسيار بديهى اندر ، و آن را بردان [ 10 ] خوانند ، و بخت نصر لهراسف را از ايشان خبر داد فرمود كه ايشان را بر شهرها قسمت كنند ، پس جماعتى از اصفهان و شوشتر آنجا
--> [ ( 1 ) ] كذا ؟ [ ( 2 ) ] كذا ؟ [ ( 3 ) ] ظ : محله طوقچى ؟ [ ( 4 ) ] ظ : جائى كه امروز به ( فلفلچى ) معروفست و خرابههاى آن در اصفهان مشهور مىباشد [ ( 5 ) ] ظ : سنبلان - چمبلان - چنبلان ؟ محلهايست در اصفهان [ ( 6 ) ] شايد قريهء ( اشكاوند ) باشد در حدود شهرستان ياجى قديم [ ( 7 ) ] ظ : كروان ؟ [ ( 8 ) ] ظ : ترواسكان ، محلهايست در ناحيه جنوب غربى اصفهان كه بعضي « تل واژگون » نويسند [ ( 9 ) ] مافروخي : مسلم ( ص : 84 ) [ ( 10 ) ] كذا ؟