ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

12

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

چنان كند و ما محقّق آن شناسيم كه قول پيغامبرست ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، اندر خبرست كه پيغمبر عليه السّلام گفت : از وقت آدم تا اكنون هفت هزار سالست ، و اين هزارهء آخرين است . و همچنين روايت كنند كه مردى رسول را صلى اللّه عليه گفت : من دوش ترا بخواب ديدم يا رسول اللّه كه بر منبرى نشسته بودى هفت پايه ، و تو بر پايهء آخرين بودى ، پيغمبر گفت آرى اين دنيا هفت هزار سالست ، و من اندر هزارهء باز پسين آمدم . و چنين گويند كه پسر عباس رضى اللّه عنهما ، اندر خطبه همى گفت كه : اين دنيا آذينهء است از آذينها [ ى ] آخرت [ و ] هفت هزار سالست ، ششهزار [ و ] دويست بگذشت ، و اندر صد سال آخرين كسى نباشد كه خداى را بيگانگى بشناسد ، و بپرستد . فامّا جمله برين متفق‌اند از قول رسول صلى اللّه عليه و صحابه و امامان ، كه مدار عالم هفت هزار سال خواهد بود ، و از گذشته و مانده هر كسى ديگر گونه همى گويند ، و اللّه تعالى احكم بالصّواب . باب الثانى اندر تاريخ پيغمبران عليهم السّلام الى يوم القيام آنچ بحسب طاقت محقق كرده شدست ، از تاريخ پيغمبران عليهم السلام تا سنه عشرين ( 9 - آ ) و خمسمائة [ از ] هجرت پيغامبر محمد مصطفى صلّى اللّه عليه بدين نسقست تا ابتداء كتاب : ذكر تاريخ انبيا و رسل عليهم السلام از گاه ابو البشر آدم عليه السلام : ششهزار و صد و هفده سال از مولد ادريس عليه السلام : پنجهزار و دويست و بيست و نه سال از گاه طوفان نوح عليه السلام : چهار هزار و صد و هفتاد و پنج سال از گاه مبعث هود عليه السلام : چهار هزار و صد و هفتاد و پنج سال از گاه مبعث صالح عليه السلام : سه هزار و دويست و نود و چهار سال از گاه مولد اسماعيل عليه السلام : سه هزار و دويست و هشت سال از گاه مولود اسحق عليه السلام : سه هزار و صد و هفتاد و چهار سال