ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

486

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

و هيچ نسوزد آن شمع تا بسه دست بگذرد ، پس سوختن گيرد ، آن ساعت كه شمع برافروخته باشند [ 1 ] پادشاه را خبر دهد اگر نيمروز باشد دانند كه سال ميانه باشد و اگر اول روز بود فراخى بود ، و اگر آخر بود قحط و تنگى باشد . و در پهلوى آن كنيسه است كه آن را كنيهء قسطنطنيه خوانند ، و ميان مسجد صخره است آنك خداى تعالى مىگويد : وَ اسْتَمِعْ يَوْمَ يُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ ، الآيه . و در تفسير ، آن صخرهء بيت المقدس است ، و پيرامونش ديوارست چهار در بر آن آويخته و نبردبان بر بالا روند و آنجا صفه است ( 320 - آ ) جاى سلسلهء بنى اسرائيل ، و اين صخره را پيرامون فرشهاى رخام افكنده [ و ] بر يكى آفريدهء خداى تعالى نوشته است : محمد عمر و بقبلهء مسجد سنگى است هم خلقت خداى رقم زده است : لا إله الّا اللّه محمد رسول اللّه بصرته لحمزه [ 2 ] و چون از مسجد بيرون آئى مقدار فرسنگى تا به بيت لحم رسى ، و هم از آن جانب دو فرسنگ ديگر تا به قبله [ 3 ] كوه ، و فرود آنجا گور ابراهيم و اسحق است عليهما السلم ، و بر راست مسجد جامع كه صخره است در آنجا وادى جهنم ، و برابر آن زمين ساهره كه خداى تعالى مىگويد : فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ ، و آن قيامت گاه است ، و از پس قبله چون بيرون مسجد آئى در شهر بيت المقدس غار ابراهيم است عليه السلام ، كه مادرش از نمرود آنجا گريزانيد ، [ 4 ] و اندر آنجا بزرگ شد و آنجا عجايب بسيارست كه ديوان كرده‌اند از بهر سليمان عليه السلم ، از محرابها و تماثيلها [ 5 ] و چيزهاى شگفت ، و قرآن مجيد بذكر آن ناطق است ، و كرسى سليمان كه آن را ساخته بودند همه خراب گشت بعهد بخت نصر ، و بعد از آن چند بار خلل و خرابى افتاد ، و بار آبادان گشت ، و اثر آن بنيادها بعضى بجايست ، و شكل مسجد

--> [ ( 1 ) ] ظ : باشد [ ( 2 ) ] كذا ؟ [ ( 3 ) ] ظ : بقله [ ( 4 ) ] بر طبق روايات و اخبار ابراهيم مادر و پدرش در شهر ( اور ) بودند از بلاد بين النهرين كه آن را دار ملك ( سومريان ) تشخيص داده‌اند و نمرود پادشاه در ( اور ) مىنشسته است نه در اورشليم كه بيت المقدس باشد [ ( 5 ) ] تماثيلها . جمع فارسى است كه بر عربى افزوده‌اند و اين رسم در ميان قدما متداولست .