ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
478
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
تقسيم زمين و اقاليم بر وجهى ديگر : هفت كشور نهادهاند آباد عالم [ را ] و زمين ايران در ميان و ديگرها پيرامون آن برين [ سان ] و اين صورت آنست كه در دائرهء مقابلست و اين اقاليم است بر وجهى اساتير . [ 1 ] ( 313 - ب ) حدّ زمين ايران كه ميان جهان است از ميان رود بلخ است از كنار جيحون تا آذربادگان و ارمنيه تا بقادسيه ، و فرات و بحر يمن ، و درياء پارس ، و مكران تا بكابل و طخارستان و طبرستان ، و اين سرّهء زمين است و گزيدهتر و با سلامت از گرماء صعب [ و سرماء صعب ] ( 314 - آ ) چون اهل مشرق و مغرب ، و از سرخى و اشقرى برسان روميان و صقالبه و روس ، و بسياهى چون حبشه و زنگ و هندو ، و از سخت دلى برسان تركان و حقارت [ 2 ] چينيان .
--> [ ( 1 ) ] در ايران قبل از اسلام هم هفت اقليم بر اين طريق نهاده بود و مركز جهان را كه ناف ياسرهء زمين باشد ( خونيرث ) ( يا خونيرس ) با واو معدوله و فتح راء ميخواندهاند [ ( 2 ) ] عوض حقارت دمامت ديده شد يعنى : رشتى - مراد آنكه مردم ايران از سرخى و اشقرى و سياهى و زشتى بركنارند