ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
469
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
فرسنگ است ، از جمله دوازده هزار فرسنگ كشور سياه پوستانست [ 1 ] و هفت [ 2 ] هزار فرسنگ [ زمين روم و سه هزار فرسنگ زمين پارس و هزار فرسنگ [ 3 ] ] زمين عرب ، و آن قدر مسكون همى گويند بيرون از دريا و خراب ، و حدّ از قطر تا قطر هفت هزار و ششصد و سى و شش فرسنگست ، و ميلى زيادتتر ، و قسمت و نرونر [ 4 ] آن بر سه و هفت آنچ بيرون آمد خط از قطر تا قطر بيرون از بحر اعظم و مسكون چهل و پنجهزار فرسنگست و هشتصد و هيجده هزار و هفتاد و هشت فرسنگ ، و بعضى از فرسنگى [ 5 ] ، و دور جملهء زمين آنك كوه قاف [ و ] پيرامون قافست و بحر اعظم پيش كوه قاف ، پنج هزار و پانصد هزار و سى و سه هزار فرسنگ كم سى و سه فرسنگ ، و خط قطر جملهء عالم از قاف تا بقاف ( 307 - آ ) هزار هزار و هفتصد هزار و هفتاد هزار فرسنگست ، و اين قدر پانصد ساله باشد آنك از پيغامبر عليه السلام روايت كردهاند ، و عمق و قعر آن از قبة الارض ميانهء عالم تا بقطر آن دو هزار و پانصد و چهل و هفت فرسنگست و زياده ميلى ، و اين قدر هفت هزار و سيصد و سى و شش ميل باشد و قطر آن از قلهء كوه قاف تا بشمال پيوستن ، سى بار هزار هزار و چهارصد و بيست هزار فرسنگست بتقريب [ 5 ] ، چنانك ابو معشر المنجم ياد كرده است ، و فرسنگى سه ميل باشد هر ميلى چهار هزار و پانصد ارش به ذراع مرسل ، و سه هزار ارش به ذراع سلطان . و هر ذراعى سى و شش انگشت ، هر يكى به مقدار شش جو [ كه ] از پهنا بهم نهاده شود ، و هر يك فرسنگى بيست و دو هزار و پانصد جريب نهادهاند و به زمين آباد و مسكون هزار هزار هزار هزار و بيست و چهار هزار هزار هزار جريب و نهصد هزار هزار و نه هزار و بيست و چهار جريب است به حساب وبرانى ، و خالد بدين قسمت انكار كرده است سبب زمين ( 307 - ب ) عرب كه
--> [ ( 1 ) ] اصل : پوشان . . قال ابن الفقيه : الارض اربعة و عشرون الف فرسخ فللسودان اثنا عشر الف فرسخ ( ص 4 ) [ ( 2 ) ] ظ : هشت هزار - ر ك حاشيهء 3 [ ( 3 ) ] از روى كتاب البلدان الحاق شد ابن فقيه گويد : « قال ابو خلف الارض اربعة و عشرون الف فرسخ فللسودان اثنا عشر الف فرسخ و للروم ثمنية آلاف فرسخ و للعرب الف فرسخ و لفارس ثلثة آلاف فرسخ ( چاپ ليدن ص 4 ) [ ( 4 ) ] كذا . ظ : تكسير [ ( 5 ) ] ر ك : ياقوت ج 1 - ص 18 - 19