ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
457
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
البربرى او را زهر دادند و كشته شد ببغداد اندر سنهء ست و ثمانين و مائة ، [ 1 ] و چنين خواندم كه رشيد هارون معدلان بر [ و ] ى فرستاد كه گواه گيرد باملاكى ، پس موسى گفت يا فلان بن فلان و همه را نام ببرد امروز زهر خوردهام ، فردا سرخ گردم و پس فردا زرد و باز سياه و اندران بميرم ، و همچنان بود پس او را بجانب غربى دفن كردند آنجا [ كه ] اكنون ببغداد مقابر قريش خوانند ، و عمر او پنجاه و چهار سال بود ، فرزندانش : على ، ابراهيم عقيل ، هرون ( 298 - ب ) الحسن ، و الحسين ، عبد اللّه ، اسماعيل . عبيد اللّه ، محمد ، احمد ، جعفر ، يحيى ، اسحق ، عباس ، حمزه ، عبد الرحمن ، القاسم ، جعفر ، زيد [ 2 ] و دختران : خديجه ، امّ فروه ، امّ اسماء [ 3 ] ، عليه ، فاطمه ، فاطمه ، فاطمه ، فاطمه [ 4 ] ام كلثوم ، ام كلثوم ، [ 5 ] ام عبد اللّه ، زينب ، امّ القاسم ، حليمه ، اسما [ الصغرى ] ، محموده ، امامه ، ميمونه ، جملت بيست پسر و هيجده دختر ، خداى تعالى او را داده بود و السلم . ذكر على بن موسى الرضا عليهما السلام : لقب او رضا بود ، و كنيت ابا الحسن مادرش مادر فرزند بود نام سكن النوبيه [ 6 ] و خيزران : و مأمون او را بطوس زهر داد اندر آب نار بدست خويش [ و ] بمرد در سنهء اثنين و مأتين ، و هم آنجايگاه ، هم پهلوى هرون الرشيد دفن كردند و عمر او چهل و نه سال و شش ماه بود ، و فرزندانش جز از دو پسر نبود يكى محمد و ديگرى جعفر و السلام .
--> [ ( 1 ) ] تذكرهء سبط : ثمان و ثمانين و مائه في رجب - و ثلاث و ثمانين و مائه ايضا و كامل : ( ج 6 ص 54 ) ثلاث و ثمانين و مائه [ ( 2 ) ] تذكرهء سبط جوزى : عمر ، اضافه دارد و گويد آن حضرت بيست پسر داشت و بيست دختر [ ( 3 ) ] تذكره سبط جوزى : اسماء ( ص 198 ) [ ( 4 ) ] تذكرهء سبط : فاطمة الكبرى و الصغرى و الوسطى و فاطمة اخرى فالفواطم اربع [ ( 5 ) ] تذكره سبط : يك ام كلثوم ذكر كرده و دو زينب و مجموع دختران در تذكره 19 تناند [ ( 6 ) ] تذكرهء سبط الجوزى ( 198 ) خيزران . عيون اخبار الرضا : و كانت لها اسماء منها نجمه و اروى و شكن و سمانه و تكتم و هو آخر اساميها ( چاپ طهران ص 12 ) و نام اخير بر ساير نامهاى مادر حضرت رضا غلبه دارد و نيز محقق است كه كنيز بوده و از غير عرب بوده و همچنين قريب بتحقيق است كه از اشراف زادگان مغرب و بربر بوده و هيچ جا در ايرانى بودن وى ذكرى نيامده جز يكى از فضلاى طهران در سال دوم مجلهء مهر تصريح كرده كه تكتم از مردم ايرانست و كلمهء تكتم را هم با كلمهء ( دغدو ) مادر زردشت از يك اصل و ريشه شمرده است و ماخذ معينى هم نشان نداده است . و مادر فرزند ترجمه ام ولد است يعنى كنيز درمخريد .