ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

438

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

دادند ، يعنى كه از نسل كيقباد بود لهراسپ ، و قصد دار الملك سليمان كرد ، و اين چنان بودست كه بعضى خود گفته بودند بجاى كه جماعة بنى اسرائيل تمرّد كردند از جزيه دادن بملوك عجم ، و پيغمبران را همى كشت ، [ 1 ] و خداى تعالى بخت نصر را بريشان گماشت ، و لهراسپ او را بفرستاد تا شهر خراب كرد ، و روايتست كه بخت نصر بر كرسى سليمان پيغامبر رفت و ندانست كه پاى بر چه جايگاه مىبايد نهادن ، تا شيران طلسم حركت كردند از هر دو روى ، و بزدند و ساقش [ 2 ] شكسته شد و بفرمود از آن خشم تا كرسى و ( 285 - آ ) طلسمها و تخت بدان بزرگوارى از جاى بركندند ، و مسجد را خراب كرد و همه مردم را بكشت ، و در مسجد افكند ، و جملهء كودكان را اسير كرد و برده ، و ملك الروم با وى ياور بود بدين كار نام او ططوس [ 3 ] ، و بخت نصر اين مرد را كه خطّ امان داده بود البته نيازرد و پيوستگانش را ، و شهر خراب گشت ، و اسيران را بجانب عراق آورد ، پس بفرمان لهراسپ ايشان را به شهر ها قسمت كرد ، و بسيارى را به زمين اصفاهان فرستاد و مقام كردند ، و مدينة اليهوديه

--> [ ( 1 ) ] يعنى : كشتند . [ ( 2 ) ] اصل : ساقش و [ ( 3 ) ] آن روزگار كه نبوكد نصر پادشاه بابل اورشليم را خراب كرد دولت روم هنوز موجود نشده بود و يونان نيز هنوز شكوهى نداشت ، و قومى ضعيف بودند آلت ارادهء پادشاهان ليدى و ماد و پارس و غيره . . . و گمان ميرود حملات پادشاهان اشكانى بر سوريه و اورشليم در عهد دولت روم كه گودرز و بيژن و نرسهى و غيره و سردارانى به اين اسامى در ميان آنان بوده‌اند در ضمن داستانها و روايات اعراب يا يهوديهاى مدينه و حجاز كه از كانون اسرائيل دور افتاده بودند و بعدها هم مسلمان شدند باقي بوده و همچنين نظير اين اخبار و افسانها در خود ايران در ضمن داستانهاى مشرقى يا مغربى مربوط بلشكر كشىها و پهلوانيهاى دورهء اشكانى ، همه بعد از اسلام با يك ديگر مخلوط شده و با روايات تاريخى كهنه‌تر مانند داستان بخت نصر تركيب يافته و پايه و اصل اين اباطيل را بوجود آورده باشد . و عمده سبب عداوت مسلمانان و يهوديان عرب با ايرانيان كه از اخبار و روايات آنها در مورد زردشت و در حمايت از اسكندر و رومىها و غيره پيداست همه مربوط به آن دسته از يهوديان عربست كه گفتيم از كانون دور بوده و كتب آسمانى خود را ندانسته و به اين اباطيل گرويده و بخت نصر خراب كنندهء اورشليم را ايرانى شمرده و كورش و داريوش و احشويرش را كه از آنها حمايت كرده‌اند آشورى و بابلى پنداشته‌اند ( ر ك : آثار الباقيه - حمزه - مسعودى - طبرى و غيره ) كه غالب مآخذ اينها از يهود عربست ! . . .