ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

434

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

چنان يافتند ، كه سنگى يافتند بر گور ابراهيم و بر آن نوشته بود : ملا يموت [ 1 ] من جاء اجله مات اوّله [ 2 ] ، و همچنين بر سر گور اسحق پيغامبر عليه السلام سنگى يافتند بر آن نوشته اين بيتها : الموت بحر غالب موجه * يذهب فيه حيل السابح [ 3 ] ( 282 - ب ) يا نفس انّى قائل فاسمعى * مقالة من مشفق ناصح ما ينفع الانسان فى قبره * الا التقى و العمل الصالح يوسف عليه السلام . او را بمصر ميان رود نيل دفن كردند در تابوت آبگينه ، و موسى عليه السلام بوقت خويش او را پيش ابراهيم و يعقوب و خويشان برد به بيت المقدس . لوط و ايوب و شعيب و خضر عليهم السلام . لوط پيغامبر بعد از هلاك قومش سوى ابراهيم باز آمد ، و [ گور او ] همان جايگاه تواند بود . اما ايوب را دفينه بشام اندر روايت كنند بدهى كه مقام او بود ، و هنوز بجايگاه است ، تربت ايوب خوانند . و شعيب را ذكر كرده شد ، و خضر هنوز بجايست تا خداى تعالى خواهد . موسى و هرون عليهما السلام . در بيابان تيه بفلسطين هرون فرمان يافت ، بر آن تخت كه خداى تعالى پيدا كرد و فرش عظيم بر آن افكنده بود ، پس هرون ، موسى را گفت من ايدر بخسبم ؟ گفتا رواست ، چون بر آنجا خفت بمرد ، و خداى تعالى آن تخت را ناپيدا كرد ، و بنى اسرائيل موسى را گفتند كه تو او را بكشتهء كه او بر دل مردم دوستر بود ! تا موسى عليه السلام ( 283 - آ ) دعا كرد و آن تخت با هرون پيدا شد ، و بنى اسرائيل بديدند و باز ناپديد شد ، و بعد از آن موسى عليه السلام از كنار يوشع بن نون غايب گشت چون باد و غبار صعب برآمد ، و بنى اسرائيل او را متهم كردند بموسى عليه السلام ، تا در خواب بديدند كخداى تعالى او را پيش خود خواند .

--> [ ( 1 ) ] كذا . . . [ ( 2 ) ] كذا ؟ ظ : من جاء اجله مات امله [ ( 3 ) ] اصل : حيل السالح .