ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
424
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
( 274 - ب ) عرب عراق [ را ] لخميان گفتهاند و در جمله جذيمه [ 1 ] را ابرش خواندهاند و بعد از عمرو و عدى آل نصر گفتندى ، و امرؤ القيس پدر عمرو را به دو لقب كرد [ ندى ] يعنى اول ، و ديگر امرؤ القيس مخرق الاول گفتندى ، و نعمان را كه خورنق كرد اعور ، و حارث ابن عمرو الكندى [ را ] آكل المرار [ 2 ] ، و قابوس ، قليه العرس ، و نعمان منذر را قتيل اپرويز خواندندى . و ملوك عرب شام را غسانيان گفتهاند ، و چون جفنة بن عمرو را - [ 3 ] و او را عمرو مريقتا خواندندى و لقب او ماء السماء بود - پادشاه گشت ، و بعد از وى همه را ملوك آل جفنه گفتهاند ، اندر لقب مردمان زمين روم و مغرب و اصطلاحات ايشان چون سام نريمان بفرمان افريدون سلم را بجانب روم برد ، و پادشاه روم بطاعت پيش آمد ، سام سلم را بر تخت پادشاهى نشاند ، و ملك الروم را كرسى زرين نهاد ، و سام تاج برگرفت و بر سر سلم نهاد ، و گفت اينست قيصر قيصران ، و آن لقب بر پادشاهان روم بماند و بروايتى ( 275 - آ ) آنست كه خود ياد كرديم كه اول قياصره اغسطس بود و اللّه اعلم . اما درين خلاف نيست كه پادشاه روم را قيصر گويند ، و پادشاه طنجه و افريقيه و اندلس را افريقس گويند ، و پادشاه يونان زمين را و افرنجه را و جزيرها را بطليموس [ 4 ] گفتهاند ، و پادشاه مصر و قبط و نبط [ 5 ] را فرعون خواندهاند ، و اين
--> [ ( 1 ) ] اصل : خديمه [ ( 2 ) ] حمزه : حجر آكل المرار بن عمرو ، و او از ملوك كنده است ( ص 92 ) [ ( 3 ) ] ظ : را زايد است [ ( 4 ) ] ص : بلطميوس . و بطلميوس بعد از اسكندر پادشاه مصر شد و خاندان او را بطالسه گويند [ ( 5 ) ] نبط - ربطى بمصر و قبط ندارد چه قبط و قبطى مردم مصر را گويند و نبط ( بفتحتين ) مردم قديم جزيرة العرب را . مگر باعتبار نبطيان قديم كه در طور سينا سكونت داشتهاند .