ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
382
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
مدت خلافت قادر چهل و يك سال و سه ماه بود و بديگر روايت چهل و دو سال [ 1 ] ، و بعد از طايع خلفا همه روى دركشيدند ، و اندر پرده شدند ، و از اندرون بفرمانى قانع شدند ، و درين عهد روزگار سامانيان بسر آمد ، و سلطان محمود بن سبكتكين پادشاهى مشرق قرار گرفت . و دولت بوئيان [ 2 ] نيز بظلم و ناشايست پيوسته گشت ، و سيرت بد و مذهب ( 248 - ب ) نكوهيده فراز آوردند ، تا محمود برى [ 3 ] آمد و شهنشاه رستم مجد الدوله را قبض كرد ، و قمع بواطنه و ديلمان بكرد ، و هميشه مكاتبت داشتى با دار الخلافه ، و تعظيم ايشان بواحبى كردى ، و بدين فتح نامهء نوشت بقادر سخت نيكو و بشرح تمام ، چنانك گفته آيد ، و آخر عهد ببغداد قادر از دنيا برفت اندر سال چهارصد و بيست و دو . نسب و حليت : ابو العباس احمد بن اسحق [ بن ] المقتدر ، و مادرش : امّ ولد بود نام او ايمني [ 4 ] ، و قادر مردى بود دراز بالا و اسمر و نيكو محاسن . وزير و كتاب : سعيد بن ضر [ 5 ] و ابو الحسن على [ 6 ] . و نقش خاتم : القادر باللّه احمد . مدت خلافت قائم چهل و چهار سال بود چهل و هفت [ 7 ] نيز هم روايت است ، و سخت نيكو سيرت بود ، و روايت كنند از مشايخ در كتاب رياض الانس لعقلا [ ء ] الانس ، كه چهل سال سر بر بالين ننهاد و اندر فراش نخفت مگر بتعبد ايزد تعالى مشغول بودى ، و اندر عهد او ابتداء
--> [ ( 1 ) ] ك : چهل و يك سال و سه ماه و بيست روز ( 9 ص 144 ) [ ( 2 ) ] اصل : يونانيان [ ( 3 ) ] اصل : بسرى [ ( 4 ) ] ك : دمنه و قيل تمنى ( 9 ص 28 ) [ ( 5 ) ] كذا [ ( 6 ) ] و هو ابو الحسن علي بن عبد العزيز بن حاجب النعمان استكتبه القادر سنه 387 المتوفى 421 [ ( 7 ) ] ك : چهل و چهار سال و هشت ماه و اند روز ( 10 ص 33 )