ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

318

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

و فرياد برخاست ، و مكه و مدينه مسخر كرد ، و فرياد بمروان رسيد ، كه سياه جامگان مشرق و مغرب بگرفتند ، و مروان [ ابن ] [ 1 ] عطيه را بحرب حمزه فرستاد ، تا ويرا بكشت ، پس بصنعا رفت ، و عبد اللّه الحسين را با پسر [ 2 ] بكشت و سرشان بمروان فرستاد . و اندر سال صد و سى ، عبد اللّه نامى از طالبيان برخاست ، [ 3 ] و ابو مسلم از خراسان قحطبه را با بسيارى سپاه بفرستاد بحرب ( 297 - آ ) عامر بن ضباره [ 4 ] و بجابلق [ 5 ] بحرب مشغول شدند ، و عامر كشته شد ، و نيز چنان سپاه هرگز بنى اميه را جمع نشد ، و همدان و حلوان تا نهروان بو مسلم را گشاده شد ، و قحطبه بكوفه آمد بكنار فرات بر حرب افتاد ، و قحطبه بر دست معن بن زايده بشب اندر كشته شد ، و يزيد بن عمر ابن هبيره سوى شام برفت بهزيمت ، و حسن بن قحطبه سپاه اندر آورد ، و ابو سلمة الخلال [ 6 ] كه او را وزير آل محمد خواندندى ، از كوفه بيرون آمد ، و بهم مجتمع شدند و دعوت بنى عباس آشكارا كردند ، و سپاه فرستادند بشام و عراق و كار ايشان بالا گرفت . فصل اندر خبر ابراهيم الامام و ظهور سفاح پس چون اين خبرها بمروان رسيد كه ايشان دعوت با ابراهيم الامام مىكنند

--> [ ( 1 ) ] هو عبد الملك بن محمد بن عطية السعدى سعد هوازن [ ( 2 ) ] كذا . . . و در تواريخ ذكرى از پسر عبد اللّه نيست . و گويا از عبارت طبرى : فقتل ابن عطية عبد اللّه بن يحيى و بعث ابنه بشيرا الى مروان . . . از كلمهء ( ابنه ) گمان برده است كه پسر عبد اللّه هم كشته شده ! ، و ازين قبيل اشتباهات ترجمه درين كتاب مكرر ديده شده است [ ( 3 ) ] اين عبد اللّه طالبى اگر عبد اللّه بن يحيى طالب الحق كه بالاتر ذكر او آمده نباشد لابد عبد اللّه بن معاوية بن عبد اللّه بن جعفر است ، كه در كوفهء برخاست و از آنجا باصفهان افتاد و اصفهان و فارس را بگرفت و رى تا حلوان بدست وى درآمد و كارش بزرگ شد تا در فارس معن بن زايده و ابن ضباره از طرف عمر بن هبيره بحرب او شتافتند و محارب بن موسى با گروهى از عبد اللّه جدا شدند و عبد اللّه از معن زايده شكست خورد و بخراسان افتاد و در حدود هرات بدست عمال ابو مسلم كشته شد و اين خبر پيش ازين درين كتاب گفته شده است ( ر ك : حاشيه 3 ص 313 ) ، و اينجا گويا مكرر باشد [ ( 4 ) ] اصل : صناره [ ( 5 ) ] اصل : بحابلق ، طبرى وقعه را در نواحى قم ضبط كرده و بروايتى در جاپلق از اراضى اصفهان روز شنبه هفت روز مانده از رجب 131 ( 3 - 1 ص 6 ليدن ) كامل در ذيل وقعهء ابن ضباره ميگويد : و كانت الوقعه بنواحى اصبهان فى رجب ( 5 ص 149 ) [ ( 6 ) ] اصل الحلال